افرادى كه پس از پيدايش وهّابيّت از دنيا مىروند ، نبايد در كنار مسلمانان در گذشته از سال 500 هجرى به بعد دفن شوند ! ولى دفن آنها در كنار قبور مشركان مانعى ندارد !
سعودبن عبدالعزيز پس از آنكه امّ القرى ( مكّه معظّمه ) را تحت سيطرهء خود در آورد ، به بهانهء دستگيرى شريف غالب در صدد دست يافتن بر حصار جدّه برآمد . وى براى اين منظور با حيله و دسيسهء فراوان لشكر مجهّزى آراست و به سوى بندر جدّه گسيل داشت .
در برابر اين دسيسهء سعود ، شريف غالب ناگزير بود كه از طريق دريا بگريزد ، امّا با تشويق خويشاوندان خيرخواهش از فرار منصرف شد و با والى جدّه ( شريف پاشا ) متّحد شده ، وهّابيان را شكست داد و آنان را تار و مار ساخت .
سعود پس از تحمّل شكست ذلّت بار ، با سپاهيان بازمانده از تيغ شرر بار شريف غالب ، به سوى مكّهء معظّمه بازگشت و حصير پارهء غرور و نخوت را در دارالامارهء محتشم مكّه گسترد و به حكمرانى پرداخت .
شريف عبدالمعين براى محفوظ ماندن ساكنان مكّهء معظّمه از جنايات طاقت فرساى وهّابيان ، تلاش فراوان نمود كه با رؤساى اشقيا مدارا نموده ، حسن سلوك نشان دهد ، ولى هر لحظه آنها بر لجاجت ، قساوت و شقاوت خود افزودند .
هنگامى كه شريف عبدالمعين از سازش و حسن همجوارى با اشقيا مأيوس شد ، به برادرش شريف غالب پيغام داد كه ستاد فرماندهى وهّابيان در منطقهء « معلّا » در ميان خيمههايى محصور است و سعود با سپاهيانش در قلعهء « جياد » مىباشد ، اگر بتوانيد مقدارى سپاه فراهم كرده ، به اين سامان عزيمت كنيد ، به راحتى مىتوان سعود را دستگير كرد .
تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 69
مساهمون: مهدى پور
ص٦٩