از اين رهگذر بايد نخست كسانى را كه به عنوان عالم خودنمايى مىكنند ريشهكن نمود ، سپس بغداد را تحت تصرّف درآورد . »
عبدالعزيز سخنان خود را اين گونه به پايان برد .
رؤساى قبايلى كه در اين گردهمايى شركت كرده بودند ، سخنان او را تأييد كردند و بر حسن تدبيرش آفرين گفتند و در صحّه گذاشتن بر گفتارش ، ابراز داشتند :
« ما براى اجراى اوامر و انفاذ فرمانهاى تو خانه و كاشانهء خود را ترك كرده ، از كوههاى درعيّه و بيابانهاى نجد در اينجا گرد آمدهايم ، آنچه اراده كنى بدون كم و كاست انجام مىدهيم و آنچه فرمان دهى بدون كوچكترين ترديد و تأمل ، اجرا مىكنيم . »
آنگاه بر اساس آداب باديه نشينها ، يك يك برخاستند و دست عبدالعزيز را بوسيدند و براى اجراى دستورها و دسيسههايش پيمان بستند .
عبدالعزيز نخستين فرمان خود را اين گونه صادر كرد :
« حالا كه همگى اظهار انقياد نموديد ، به عنوان يكى از مظاهر عدالتخواهى ، اين ايده و عقيده را جامهء عمل بپوشانيد و همهء اعراب را براى نبرد بىامان با مشركانى كه خود را مسلمان قلمداد مىكنند ، گسيل داريد . »
به هنگام صدور اين فرمان ، محمّدبن عبدالوهّاب براى نشر آيين وهّابيت در سير و سياحت بود و يكى از پرورش يافتگان خود به نام :
« محمّدبن احمد حفظى » را نزد عبدالعزيز گذاشته بود .
افكار تجاوزگرانهء عبدالعزيز پس از اين سخنرانى ، به مقتضاى جملهء
تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 35
مساهمون: مهدى پور
ص٣٥