در همهء نواحى حجاز حتّى يك نفر مسلمان باقى نخواهد ماند ، جز اينكه از دم شمشير خواهد گذشت و سرزمين حجاز تحت سيطرهء وهّابيان در خواهد آمد . »
سليمان پاشا از دريافت اين خبر تأثّر انگيز به شدّت متأثّر شد و در مجلسى كه به اين مناسبت منعقد گرديد ، از جزئيّات افكار و عقايد عبدالعزيز آگاه شد و به منظور پيشگيرى و مقاومت در برابر او ، نامههاى تهديد آميزى ارسال كرد .
عبدالعزيز پس از دريافت نامهء سليمان پاشا از در حيلت وارد شده ، پاسخ مزوّرانهء زير را نوشت :
« خيال مىكنم برخى از اشخاص غرض آلود در مورد اين دعاگو تهمت و افترا زده ، سخنان خلافى را به عرض عالى جناب رساندهاند . اين دعاگو به خدا و رسولش ايمان آورده ، به اوامر الهى و فرمانهاى نبوى گردن نهاده است .
از اين رهگذر در دهات و قصباتى كه ادارهء آنها بر عهدهء اينجانب مىباشد ، مفسده جويانى كه از محدودهء شرع نبوى بيرون رفته ، به حريم شريعت مقدّس اسلامى جسارت نمودهاند ، مىخواهند در ميان ما اختلاف بيندازند و آتش فتنه را شعلهور سازند . آنها مىخواهند با گستاخى و بىشرمى در نواحى درعيّه بگردند و هر گونه تباهى را آزادانه انجام دهند . البته در كشورى كه احكام شريعت مو به مو اجرا مىگردد ، چنين شيوهاى هرگز امكان پذير نخواهدبود .
از آن عالىجناب كه عدالت و مرحمتش در همهء آفاق و اكناف بر همگان روشن و مسلّم است ، تقاضا مىكنم كه اين افراد مغرض را كه در صدد ايجاد اختلاف و افشاندن بذر نفاق در ميان ما هستند ، براى
تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 38
مساهمون: مهدى پور
ص٣٨