و باروها را ويران نمايد ، پيروان وفادار به ابن سعود را طعمهء شمشير سازد و پسر سعود را زنده دستگير نمايد .
پس از دستگيرى عبداللَّه بن سعود ، پسرش « خالد » نيز به همراه « احمد حنبلى » برترين عالم وهّابيان دستگير شدند .
با توجّه به اينكه خالد كودكى چهار ساله بود ، ابراهيمپاشا او را در نزد خود نگه داشت و احمد حنبلى را به جهت روحانى بودنش نكشت ولى دندانهايش را يك جا كشيد و خود را همانند مركب بدويان به درشكه بست و سه شبانه روز در ميان سربازان مصرى گردانيد ، سپس از طريق مدينه به مصر فرستاد .
هنگامى كه عبداللَّه بن سعود را دست بسته وارد مدينهء منوّره كردند ، سه شبانه روز توپ انداختند . كوچهها و بازارها را تزيين ساختند . همهء محلّهها را آذين بستند . همگان كسب و كار خود را ترك كرده ، با اندختن آب دهان بر سر و صورت ابن سعود ، از او مراسم استقبال به عمل آوردند .
روز چهارم او را به طرف قاهره ، سپس از طريق اسكندريّه به مركز خلافت اسلامى ( استانبول ) فرستادند .
آنگاه چهار فرزندش به اتفّاق سردمداران خاندان محمّدبن عبدالوهّاب و ياران و كارگزارانش ، استادش احمد حنبلى ، كاتب دوّمش عبدالعزيز و رييس ديوانش عبدالسّريديّه ، از طريق مصر دست بسته به استانبول فرستاده شدند .
عبداللَّه بن سعود به جهت اهانتهاى فراوانى كه در مورد معارف اسلامى روا داشته بود ، مورد تنفّر و انزجار همهء علماى اسلام بود ، از اين رهگذر از مدينه تا اسكندريّه ، از هر شهر و قصبهاى كه گذشتند ، اهل ايمان گروه گروه آمدند و ابراز شادمانى كردند . آنها آب دهان به سر و صورتش نثار مىكردند .
مراسم شادمانى كه در قاهره ، اسكندريّه و ديگر شهرها و قصبات مصرى بر پا گرديد بهطورى كه هر يك با شكوهتر از ديگرى برگزار شد .
تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 151
مساهمون: مهدى پور
ص١٥١