تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
متحصّن بود ، همهء قسمتهاى حصار را تصرّف كرد و سرانجام عبداللَّه بن سعود را زنده دستگير ساخت و دست و پا بسته به مصر فرستاد و آنچه از اشياى قيمتى روضهء مطهّر نبوى به وسيلهء سعود به غارت رفته و در آن برج موجود بود ، به دست آورد و براى ارسال شدن به استانبول به قاهره فرستاد . آنگاه قلعهء درعيّه نجديّه را با خاك يكسان نمود و برجها و باروهايش را آشيانهء جغد و كلاغ كرد . هنگامى كه خبر دستگيرى ابن سعود در منطقه شايع شد ، وهّابيان موجود در داخل و خارج درعيّه ، يكى پس ديگرى به حضور ابراهيم پاشا مىآمدند و امان نامه تقاضا مىكردند و به صورت ظاهرى هم كه شده ابراز تنفّر و انزجار از آيين وهّابى مىكردند و به دين و آيين باز مىگشتند و از اهانتهاى الحادى كه به حرم مطهّر نبوى انجام شده بود اظهار ندامت مىكردند . در موضوع فتح درعيّه و ابراز ندامت اعراب و طلب امان نامهء آنان ، « داود پاشا » والى بغداد سهم بسزايى داشت ؛ زيرا ايشان دو تن از سركرده‌هاى بنى خالد به نامهاى « شيخ ماجد عُرَيْعِر » و برادرش « محمّد » را به يارى و پشتيبانى ابراهيم پاشا برگزيد و آنها در اين رابطه سران همهء عشاير و قبايل « لحسا » را گرد آوردند و توجيه نمودند كه در همهء مساجد و محافل خود نام خليفه را در منبرها و سخنرانيها بر زبان جارى سازند و آوازه‌اش را در گوشها طنين اندازند و از والى بغداد همواره اطاعت نموده ، عشاير و قبايل خود را در برابر وهّابيان عنود و لجوج توجيه كنند . بر اين اساس هيچگونه يارى و پشتيبانى از وهّابيان بغداد به ابن سعود نرسيد و وهّابيان حجاز هم كارى از پيش نبردند و در نتيجه ابراهيم پاشا توانست با توپهاى دشمن كوب ، ديوارهاى حصار درعيّه را در هم شكند ، برجها