نقطه را بخصوص مورد پرتاب توپ قرار دهند .
هنگامى كه احمد آغا بناپارت از اين واقعه مطّلع شد ، دستور داد كه حفر كانال تعطيل شود و كانال ديگرى به سوى برج مستحكم واقع در كنار حمّام محمّد پاشا حفر گردد .
حفر اين كانال نيز با صلاحديد حسن قلعى چاوش انجام گرفت و به قدرى مخفيانه انجام يافت كه حتّى احمد آغا نيز از آن مطّلع نشد .
انفجارى كه در اين كانال انجام گرفت ، برج مستحكم وهّابيان را به هوا فرستاد و حفرهء وسيعى ايجاد كرد كه يك ستون ده نفرى به راحتى توانست از ميان آن بگذرد .
در حدود هزار نفر از ايثارگران سپاه پادشاهى مصرى از اين كانال عبور كردند و به داخل قلعه راه يافتند ، ولى يك گروه دو هزار نفرى از وهّابيان راه را بر آنها بستند و در پشت ساختمانها سنگر گرفتند و با تفنگ و تپانچه از پيشرفت آنها جلوگيرى كردند .
با تشجيع و تشويق فداييان بومى ، ايثارگران ياد شده توانستند جاليز محمّد پاشا را به تصرّف خود در آورند و در آنجا سنگر بگيرند . در اين درگيرى شجاعانه ، فقط يك نفر شهيد و يك نفر زخمى شد .
گرچه تصرّف اين جاليز وحشت و اضطراب عجيبى در دل وهّابيان انداخت ، ولى اين جاليز به يك كوچهء تنگ و باريك ختم مىشد كه هر دو طرف اين كوچه با سدّهاى محكم مسدود بود و در دو طرف اين گذرگاه برج و باروى بسيار مستحكمى قرار داشت كه توسّط نگهبانان حفاظت مىشد .
از اين رهگذر ايثارگران جانبازى كه تا جاليز محمّد پاشا پيش رفته بودند ، در يك موقعيّت بسيار خطرناكى قرار گرفتند . اين فدائيان جان بر كف مدّتى در اين نقطهء مخاطره انگيز درنگ كردند و به دنبال راه چاره بودند ، كه يك
تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: مهدى پور
ص١٣٧