تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠

استرداد كعبهء معظّمه از دست اشقياى بىفرهنگ

محمّد على پاشا در لحظهء ورود به جدّه ، از خبر مسرّت بخش قلع و قمع فرقه‌هاى تجاوزگر وهّابى و اخراج آنان از خاك پاك هجرت سراى پيامبر صلى الله عليه و آله آگاه شد و اين خبر بهجت انگيز موجب شد كه در صدد استرداد مكّهء معظّمه نيز برآيد ، از اين رو لشكر جرّارى به فرماندهى مصطفى بيك از جدّه گسيل داشت و به اعزام لشكرى از مدينه و بسيج كردن بقاياى سپاه مصرى به سوى مكهء معظّمه فرمان داد . لشكرى كه به فرماندهى احمد طوسون پاشا از مدينهء منوّره حركت نمود ، در اثناى راه با سپاه « بداى بن مضيان » و برادرش سعود مواجه شده ، طى نبرد سختى همهء آنها را از ريشه و بن بركند . آنگاه با سپاهى كه توسّط پدرش از جدّه گسيل شده بود ، متّحد شد و با يك حملهء دليرانه گروههاى اشقيا را مجبور به فرار و عقب نشنى كرد كه سرانجام بقاياى وهّابيهاى مكّه به قرارگاه مستحكم « زعميم » پناه بردند . هدف وهّابيان از پناه بردن به قرارگاه زعميم اين بود كه راههاى اين قرارگاه سوق‌الجيشى را ببندند و در پناه موقعيّت طبيعى اين قرارگاه از هجوم لشكر پيروز محمّد على پاشا در امان باشند . و هر از چندى به لشكر همايونى شبيخون زده ، در موقع مناسب با وهّابيان درعيّه متّحد شوند و مكّهء معظّمه را باز پس گيرند . مصطفى بيك فرمانده لشكر مصرىِ اعزام شده به جدّه ، با شجاعت و دلاورى بىنظير خود سوگند ياد كرد كه تا وهّابيان پليد را از قرارگاه زعميم قلع و قمع نكنم از مركب خود پياده نخواهم شد . آنگاه چهل تن فدايى جان بركف با خود برداشت و با حملهء دليرانهء خود تعداد هفت‌هزار وهّابى زبون را ، كه مشغول تحكيم موقعيّت خود بودند ، از