دمار از روزگار دشمن در آوريد .
اينك من پيشاپيش شما حركت مىكنم ، شما شيفتگان خدا و پيامبر به دنبال من روان شويد . اى عاشقان به پيش . »
عثمان كاشف با اين نصايح حماسى ، دلاوران مصرى را تشويق نمود و لشكر توحيد با گلبانگ تكبير ، چون شير ژيان به سوى دشمن بىايمان حمله بردند . 5 ساعت تمام آتش جنگ را برافروخته نگه داشتند و دشت روح افزاى آبار على را با خون دشمن زبون گلگون ساختند . كه شاعر گفته است :
« اين پيامد نبرد است كه دشت و هامون را به جاى لالههاى سرخ با خون دشمنان خود بياراستيم . »
لشكر بد آيين دشمن در مقابل اين حملههاى دليرانه و يورشهاى شجاعانه تاب مقاومت نياورد و همگى فرار را بر قرار ترجيح داده ، به سوى مدينهء منوّره عقب نشينى كردند . چون دربهاى حصار را بسته ديدند به خاكريزهاى عوالى و قربان پناه بردند و همانند جوجهء كبوتر به سوى دهكدهء قبا پراكنده شدند .
سپاهيان مصرى به مقدار زيادى آنها را دنبال كردند و هر كدام را يافتند از پا در آوردند و به قرارگاه خود در آبار على با فتح و غلبه بازگشتند .
رؤساى اشقيا از مشاهدهء شجاعت و صلابت سپاهيان مصرى و از تنگتر شدن محاصرهء مدينه توسّط « احامده » به پشتيبانى از سپاه مصرى ، از رويارويى با سپاه عثمان سخت برآشفتند .
از اين رهگذر سران اهل مدينه ، چون : محمّد فلاح ، محمّد طيّار و حسن قلعى را فرا خواندند و به آنها اولتيماتوم دادند كه :
« ما با يك سپاه نيرومند متشكّل از چهارده هزار مرد جنگى به سوى
تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: مهدى پور
ص١٣٢