تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
دمار از روزگار دشمن در آوريد . اينك من پيشاپيش شما حركت مىكنم ، شما شيفتگان خدا و پيامبر به دنبال من روان شويد . اى عاشقان به پيش . » عثمان كاشف با اين نصايح حماسى ، دلاوران مصرى را تشويق نمود و لشكر توحيد با گلبانگ تكبير ، چون شير ژيان به سوى دشمن بىايمان حمله بردند . 5 ساعت تمام آتش جنگ را برافروخته نگه داشتند و دشت روح افزاى آبار على را با خون دشمن زبون گلگون ساختند . كه شاعر گفته است : « اين پيامد نبرد است كه دشت و هامون را به جاى لاله‌هاى سرخ با خون دشمنان خود بياراستيم . » لشكر بد آيين دشمن در مقابل اين حمله‌هاى دليرانه و يورشهاى شجاعانه تاب مقاومت نياورد و همگى فرار را بر قرار ترجيح داده ، به سوى مدينهء منوّره عقب نشينى كردند . چون درب‌هاى حصار را بسته ديدند به خاكريزهاى عوالى و قربان پناه بردند و همانند جوجهء كبوتر به سوى دهكدهء قبا پراكنده شدند . سپاهيان مصرى به مقدار زيادى آنها را دنبال كردند و هر كدام را يافتند از پا در آوردند و به قرارگاه خود در آبار على با فتح و غلبه بازگشتند . رؤساى اشقيا از مشاهدهء شجاعت و صلابت سپاهيان مصرى و از تنگتر شدن محاصرهء مدينه توسّط « احامده » به پشتيبانى از سپاه مصرى ، از رويارويى با سپاه عثمان سخت برآشفتند . از اين رهگذر سران اهل مدينه ، چون : محمّد فلاح ، محمّد طيّار و حسن قلعى را فرا خواندند و به آنها اولتيماتوم دادند كه : « ما با يك سپاه نيرومند متشكّل از چهارده هزار مرد جنگى به سوى