دارد نخست بايد راه درك الهامات غيبى هموار گردد و آيينهء كشف و اشراق صيقل پذيرد تا جان و دلش مهبط انوار الاهى شود . بنابر سنت ، زرتشت هنگامى كه به حد رشد رسيد روى از جهان پيچيد و سالها بر فراز كوهى دور دست در سكوت جنگل ، يا در پناه غارى متروك به سر برد . در اينباره پيش از اين به كوه « سولان » ( فصل 6 ) اشاره كردهام ، و در كوه سهند طاقى غار مانند وجود دارد كه مىگويند غار زرتشت است ، و در نزديك مراغه زيرزمينى يا آتشگاهى هست كه آنجا را پرستشگاه زرتشت مىشمارند 2 . سكوت پرهمينهء اينگونه جاها بود كه علو روح و مقام معنوى او را به جايى رسانيد كه توانست با يزدان گفتگو كند . ظاهرا ، به مناسبت يكى از مكالمات مذهبى ، رؤيايى آسمانى به وى نسبت مىدهند و مىگويند كه در سى سالگى پس از آنكه كوه سيناى ايران را ترك گفت آمادهء تعليم آيين نو شد .
شعار او اين است « راستى و درستى بهترين نيكيهاست » - اشم و هو و هيشتم استى « 1 » ، اما دم گرم او در آهن سرد كسى در نمىگيرد . پس در سراسر ايران زمين و ناحيهاى كه امروز افغانستان را تشكيل مىدهد به سير و سفر مىپردازد ، حتى روزگارى در سرزمين توران درنگ مىكند . اما فرياد او در گوشهاى كر اثر نمىكند ، و چنين مىنمايد كه رسالتش سرنوشتى ياوه و عبث در پى داشته باشد .
فرمانروايان كه نمىخواهند دعوت پيامبر جديد را بشنوند پنبهء غفلت در گوش مىكنند و مردمان از پذيرفتن پيام اهورامزدا تن مىزنند . با اين همه اهورامزدا يا اورمزد « خداى فرزانگى و دانش مطلق » است . اين نيز بىشك راست است كه بسيار كسان از گرويدن به آيين نو از آن جهت بيزار بودند كه در آن ازدواج با محارم توصيه شده بود . ظاهرا زرتشت اين رسم را به خاطر آن پذيرفته بود كه مىپنداشت پيوند با خويشان نزديك سبب خواهد شد كه جامعهء پيروان مؤمن و مقدس او با حفظ پاكى و راستى و درستى از گزند دشمنان محفوظ ماند ، و راه براى پيشرفت كسانى كه در راه دين او به پيكار برخاستهاند هموار گردد .
چون درويشان ده سالى آواره و سرگردان بود . اين نكته را نيز مىتوان از لحن آزردهاى كه هنوز در پارهاى از سرودهاى او منعكس است دريافت . چنين مىنمايد كه در حين دربدرى و جهانگردى بار ديگر گذارش به ناحيهء درياى مازندران افتاده است . با اينهمه رؤياهايى كه مىبيند بر تيرگى اين سالهاى غمانگيز پرتو مىافكند و بنياد آيينش را استوار مىسازند و به معتقدات و روش مذهبى او شكل و نظم مىبخشند . هنگامى كه مرغ جانش در عالم جذب و خلسه سير مىكرد هفت بار اسرار الاهى بر وى مكشوف شد ، و اكنون عدهاى از جاهايى را كه زرتشت در آنها چنان الهامهايى يافته است به ظن قريب به يقين مىتوان تعيين و با اماكن قديم
هامش
( 1 ) .ashem vohu vahishtem asti