خواندن سرگذشت او بىاختيار چنين احساس مىكنيم كه در حضور مردى قرار گرفتهايم كه حتى در روزگار جوانى انديشهاى نيرومند و تخيلى توأم با تأمل و تفكر داشته است و سجيه و منش وى ساخته و پرداختهء اين عوامل بوده است . كسى كه چنين دل و جانى دارد ، به حكم فطرت علم هدايت بر دوش مىكشد . مىتوان يقين كرد كه زرتشت در آغاز حال پيام سروش عالم غيب را كه با وى سخن مىگفت به گوش جان شنيد ، و اين ندا وى را براى كار مقدسى كه در پيش داشت آماده كرد و طبع او را مينوى گرداند . وجودش تقدس يافت و راه و رسم كسى را در پيش گرفت كه مىخواهد بارى سنگين بر دوش گيرد .
داستانهاى خارق العادهاى كه نامههاى باستانى ايران با آب و تاب از نيرنگهايى كه جادوگران و ديوان به قصد هلاك زرتشت مىساختند مىآورند ، و قصههايى كه از بحث و جدل او با كاهنان سركش ديويسنان كه حتى پدر زرتشت نيز در زير نفوذ خرد كنندهء آنها مىزيست نقل مىكنند ، همه و همه تصوير زشت دينى باطل را با كاهنانى فاسد در نظر ما مجسم مىسازد كه زرتشت خويشتن را مبعوث به مبارزهء با آنان و برانداختن آن مىدانست .
او بعدها در يكى از گاتها يا سرودهاى دينى خود ، در آنجا كه به كاهنان دروغين و ديوان اشاره مىكند ، چنين مىگويد : « اى مزدا اين را مىخواهم از تو بپرسم آيا ديوها از شهرياران خوب بودهاند ؟ « 1 » » اين ديوان درست همان كسانند كه به گفتهى خود زرتشت ، در مورد ديگر ، زور و نيرو به چنگ آوردهاند بدان نيت كه « با تسلط خويش مردم را به سوى اعمال زشت دلالت كنند تا آنكه حيات جاودانى آنان را تباه نمايند . روان و وجدان آنان ، وقتى كه به نزديك پل چنوات رسد ، در بيم و هراس خواهد افتاد ، و آنان جاويدان در آن خانهء دروغ ( دوزخ ) بمانند « 2 » » . جاى ديگر زرتشت مىپرسد : « از تو مىپرسم اى اهورا براستى مرا از آن آگاه فرما آيا ما مىتوانيم پيروان دروغ را از خود دور نموده به طرف آن نافرمانبردارانى برانيم كه از براى راستى زحمتى به خود نمىدهند و كوشش ندارند كه از منش پاك مشورتى كنند « 3 » » .
از سوى ديگر همين كه زرتشت لب از طعن و لعن بد نهادان فرو مىبندد و از اين جوش و خروش مىافتد نشانههايى مىبينيم كه حكايت از نرمدلى و عشق و محبت او به نيكان مىكند . اگر آنچه را در سنت آمده است بپذيريم ، بايد بدانيم كه او به حكم آزادگى چنان بلند نظر بود كه حتى به برگزيدن و پذيرفتن آنچه در آيين باطل موجود نيك بود ، تمايل داشت . اما براى مردى كه طبعى چون طبع زرتشت
هامش
( 1 ) . يسنا 44 ، قطعهء 20
( 2 ) . يسنا 46 ، قطعهء 11
( 3 ) . يسنا 44 ، قطعهء 13