تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
در قرن ششم هجرى ، قرار داشته است . زيرا يقين دارم كه اگر مىدانستم ، طرح و شكل اين ارتفاعات را بهتر به خاطر مىسپردم ، و به جمع‌آورى داستانها و افسانه‌هايى كه ممكن بود مردم دربارهء اين سركشان عجيب اما شرير بدانند ، مىپرداختم - سركشانى كه نام آنها ، يعنى حشاشين ( استعمال‌كنندگان حشيش ) ، به صورت تصحيف شدهء آساسن « 1 » وارد زبانهاى اروپايى شده ، و مترادف قاتل و آدمكش گشته است . منازل و مراحل ديگر سفر را به خواب در وسيلهء نقليهء نامساعدى كه داشتم گذراندم . اما هنگامى كه به گردنهء خرزان « 2 » رسيديم به موقع از خواب بيدار شدم و از تماشاى آن منظرهء عظيم كوهستانى محظوظ گشتم . اين معبر مرتفع سلسله جبال البرز در ارتفاع هفت هزار پايى ( حدود دو هزار و صد و سى و سه مترى ) يا بيشتر ، از سطح درياى خزر ، مىگذرد ، و در زمستان يكى از سردترين و متروك‌ترين نقاط ايران مىباشد . گدار مرگ‌آورى است كه چهارپايان بسيار هنگام عبور از آن سقوط مىكنند و نابود مىشوند . راه آنجا به دهكدهء پاچنار « 3 » سراشيب و پرپيچ و خم بود ، و ما به آهستگى راه مىپيموديم . سراسر اين منطقه در نظر من جالب و تماشايى بود زيرا در مرز مازندران ، سرزمين مازئينيه دئوه « 4 » يعنى ديوان مازندرانى قرار داشت ، و در اينجا بايد اعتراف كنم كه براستى بعضى از بوميان آباديهاى وحشى دورافتاده به عينه شبيه ديوان شاهنامهء فردوسى بودند . بامداد روز ديگر از سفيدرود كه گمان مىكنم همان رود دائيتى « 5 » زرتشت باشد گذشتيم ، و من در شگفت بودم كه آيا آبهاى آن كه در زير نور صبحگاهى خورشيد مىدرخشيدند از تجليل آن پيامبر باستانى ، يا قربانيهايى كه ويشتاسب شاه ، حامى پيامبر ، بر ساحل آن نثار كرده است چيزى به ياد دارند يا نه 4 . در ساعت نه به رشت رسيديم ، كه شهرى است معمور ولى زشت و نامطلوب كه احتمالا حدود صد هزار نفر جمعيت دارد 5 . در اينجا من بيش از دو ساعت توقف نكردم ، و كالسكهء ديگرى كرايه كردم تا من و صفر را به پيربازار برساند . پيربازار به منزلهء اسكله‌اى است كه در آن مىتوان كرجى پارويى اجاره كرد و به بندر اصلى كه بندر انزلى باشد ، رفت .
هامش
( 1 ) .assassin( 2 ) . خرزان نام دهى است در دهستان قاقزان ، بخش ضياءآباد شهرستان قزوين : 54 كيلومترى شمال ضياءآباد . گردنهء خرزان ، در شمال قزوين ، بين قزوين و رشت ، در نزديكى اين آبادى قرار دارد . م ( 3 ) . اين آبادى امروز به صورت ده وجود ندارد ، و تنها از يك كاروانسرا ، يك چاپارخانه ، و يك مزرعه تشكيل يافته است . م ( 4 ) .M zainya Daevas( 5 ) .Daitya River
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 501 | فريدون بدره اى / ابراهم والنتاين ويليامز جكسون / منوچهر اميرى