تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
وزن كردند و دوباره به ميان ارابه افكندند . كرايه و عوارض اين مسافرت ناراحت‌كنندهء 240 ميلى ( سيصد و هشتاد و شش كيلومترى ) با كالسكه‌اى كهنه و زهوار دررفته ، حدود هفتاد تومان بود ، و اين مبلغ ، با توجه به ناراحت كنندگى وسيلهء نقليه و راه ، بسيار زياد بود ؛ اما به من وعده دادند كه در عوض « انشاء اللّه » به موقع و سالم به مقصد مىرسيم ، و ما به اين اميد سفرمان را آغاز كرديم . جاده‌اى كه از آن مىگذشتيم بهترين جاده‌اى بود كه من در ايران ديده بودم . اين جاده را روسها ساخته بودند ، و از اين‌رو سنگهاى مسافت شمار آن به ورست ( واحد روسى ، برابر با 1066 متر ) بود ، نه فرسخ ، اواخر ماه مه بود و هوا گرم ، راه داغ و پر گردوخاك ، و دشت پهن و فاقد زيبايى و گيرندگى . چيز بخصوصى نظر مرا جلب نكرد تا آنكه به رود كرج رسيديم . اين رود پرجوش و خروش در ميان تنگ عميقى در دل كوه جارى بود ، و كناره‌هاى مرتفع و پرشيبى داشت كه مرا به ياد سخنانى كه در يزد از زرتشتيان شنيده بودم مىانداخت كه كرج ممكن است همان دارجيه مندرج در اوستا باشد 1 . من چند عكس از مناظر رود برداشتم تا ياد آن را براى هميشه در خاطرم جاويدان سازم ، ولى در باب نظريهء زرتشتيان يزد بر همان اعتقاد سابق خود باقى هستم ، و ديدن رود و سواحل سنگى و سراشيبش تغييرى در عقيدهء من وارد نياورد ، بىآنكه بيش از اين توقف كنيم به راهمان ادامه داديم ، و سراسر شب را در آن كالسكهء پرتكان كه بالا و پايين مىافتاد و به چپ و راست متمايل مىشد ، راه پيموديم ، و جز براى تعويض اسب نايستاديم ، تا اينكه اندكى قبل از ساعت هشت بامداد روز بعد ، پس از سفرى بيست ساعته ، با سروصداى فراوان وارد قزوين شديم . قزوين زمانى يكى از مهمترين شهرهاى شمال ايران بوده است . در زمان ميلتن ، در انگلستان ، بدان پايه از شهرت بوده كه وى نامش را در « بهشت گمشدهء » خويش ذكر كرده است 2 . تاريخ طولانى شهر از قرن چهارم ميلادى ، يعنى از زمانى كه به وسيلهء شاپور دوم « 1 » ، شاهنشاه ساسانى ، بنيان شد ، آغاز مىشود . چهار قرن بعد هارون الرشيد آن را مورد عنايت قرار داد « 2 » ، و قزوين در آغاز قرن دهم ميلادى
هامش
( 1 ) . ظاهرا شاپور دوم اشتباه است ، زيرا بنابر مآخذ معتبر ( نزهت القلوب ، مرآت البلدان ، سرزمينهاى خلافت شرقى ، تاريخ گزيده ، و غيره ) قزوين را شاپور اول ساسانى ، براى جلوگيرى از تهاجمات ديلميها ساخت و آن را شادشاپور نام نهاد . م ( 2 ) . هارون الرشيد ، در راه خراسان ، به قزوين آمد ، و از گرفتارى اهالى شهر در مقابل تهاجمات ديلميان و شجاعت آنان در برابر مهاجمين اطلاع يافت ، و دستور داد تا حصارى بر گرد شادشاپور ، مدينهء موسى ( شهر تازه‌اى كه هادى ، خليفهء عباسى ، در مقابل -
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 499 | فريدون بدره اى / ابراهم والنتاين ويليامز جكسون / منوچهر اميرى