را توصيه مىكرد .
اندكى بعد از رسيدنم به تهران ارباب جمشيد به ديدنم آمد ، و مرا دعوت كرد كه به خانه و باغ قشنگى كه داشت بروم - و اين افتخار دو بار نصيب من شد .
حياط و باغى كه در جنب خانهاش در شهر است ، به سبك ايرانى طرح شده است و با درختان ميوه ، گلبنها ، داربستهاى مو ، راههاى باريك و حوضى فوارهدار آراسته است ؛ و علاوه بر اين ، در يك سوى باغ درى است كه به اتاقى باز مىشود كه به مثابه « ايزشنهگاه » يا نمازخانه است و گاه گاه آداب و مناسك دين زرتشتى به وسيلهء موبدى در آنجا انجام مىگيرد . ما درحالىكه راحت در زير درختان ميوه نشسته بوديم مدتى را به گفتگوهاى مختلف و خوردن شيرينى و خرما كه زرتشتيان يزد فرستاده بودند ، و نوشيدن چاى گذرانيديم . اما سيگار نكشيديم . محل كار مؤسسهء صرافى ( بانكدارى ) ارباب قسمتى از خانهء اوست ، و عدهء زيادى كاتب و دستيار و شاگرد كارهاى او را راه مىاندازند . عكسى كه من از كارمندان او گرفتهام تا حدى تعداد آنها را نشان مىدهد . خود ارباب جمشيد در رديف دوم ، در وسط نشسته و شالى به دور گردن پيچيده است ، دو پسر خردسالش او در جلو پايش دوزانو نشستهاند ، و همه به شيوهء شرقيان نزديك حوض قرار گرفتهاند .
پارسيان تهران ، تا آنجا كه من مىدانم ، به آموزش و پرورش علاقهمند هستند ، و من مىتوانم عكسى از مدرسهء پسرانهء آنها عرضه كنم . در اين عكس معلم مدرسهء كيومرث وفادار در جلو ، و شاگردان و عدهاى از كارمندان ارباب جمشيد كه در كنار آموزگاران ايستادهاند ، در عقب ديده مىشوند . تعداد كسانى كه به مدرسه مىروند نسبتا زياد است ، و اين تعداد با توجه به وسعت نسبى دو جامعهء يهودى و زرتشتى در تهران كه به ترتيب 100 ، 5 و 324 نفر جمعيت دارند ، از محصلان مدارس يهودى بيشتر است ، زيرا بنابر آمار سال 1904 از پنج هزار نفر يهودى ساكن تهران فقط 372 تن پسر و دختر ، به دو مدرسهاى كه در سال 1898 به وسيلهء اتحاديهء جهانى يهوديان براى آنها ساخته شده است مىروند - و اين نكتهاى است كه بايد در خور توجه انجمنهاى رفاه هر دو جامعه كه در پى بهبود بخشيدن و بهتر ساختن وضع همكيشان خود در ايران هستند - قرار گيرد 8 . خيلى جالب توجه و آموزنده مىبود اگر مىشد بين دو اقليت مذهبى مقايسهاى به عمل آورد ، و نتايج اقدامات انجمنها و گروههاى خاص مسئول منافع اين اقليتها را نشان داد . چنين مقايسهاى بايد كار مدارس مبلغان مختلف مسيحى تهران را نيز در برگيرد ؛ همچنين قبل از نتيجهگيرى نهايى ، در ارتباط با مؤسسات اسلامى بررسى گردد .
اما اين موضوعى است كه دربارهء آن من اكنون به هيچوجه نه صلاحيت سخن گفتن و نه فرصت تحقيق و بررسى دارم ، زيرا بايد به موضوع فصل پيش كه
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 480
مساهمون: فريدون بدره اى
ص٤٨٠