خود در پايتخت به اختيار من نهاد ، و بر معلوماتى كه من از زرتشتيان سراسر ايران داشتم ، مقدار زيادى افزود . آمارى كه وى از زرتشتيان ايران داشت نشان مىداد كه تعداد زرتشتيان نه تنها كم نشده بلكه اندكى نيز افزوده شده است . احصائيهء او به شرح زير است :
يزد و حومه بين 000 8 تا 500 8 نفر
كرمان تقريبا 400 2 نفر
تهران 324 نفر
كاشان 45 نفر
شيراز 42 نفر
قم 8 نفر
اصفهان 6 نفر
سلطانآباد 4 نفر
جمع زرتشتيان حدود 000 11 نفر
زرتشتيان تهران ، بر روى هم ، وضعى بهتر از زرتشتيان ديگر شهرهاى ايران دارند ، و اين امر به علت آزادى نسبتا بيشترى است كه در پايتخت وجود دارد .
برجستهترين عضو جامعهء زرتشتى در تهران صراف ثروتمندى است به نام ارباب جمشيد بهمن « 1 » كه ثروتش را به صدها هزار تومان تخمين مىزنند ، و در دربار هم سرشناس است ، و اين امر به موقعيت زرتشتيان فوق العاده كمك مىكند ، زيرا آنها مىتوانند به وساطت او به پادشاه عرضحال بنويسند . درستكارى و امانتدارى او در حد اعلاست ، و اعتبارش حتى در چشم مسلمانان كه طبيعتا مىكوشند تا با زدن داغ « كافر » او را كوچك گردانند ، چندان است كه ايرانيان يكسره به شرافت و درستيش ايمان دارند - و اين چيزى است كه كمتر صراف و بانكدارى شايستهء آن است . اين ايمان نه تنها به راستى و درستى اوست ، بلكه به تعاليم زرتشت نيز هست كه راستى و درستى « ارشتات « 2 » » را نگهدار دين مىدانست و دينش « انديشهء نيك ، گفتار نيك ، و كردار نيك »
هامش
( 1 ) . ارباب جمشيد كار خود را در يزد با فروش پارچههاى ارزانقيمت و قدك آغاز كرد . بعدا گشايشى در كارش حاصل شد ، و در سال 1265 ه . ق به بازار صرافى وارد گشت . در 1270 شعبى در يزد ، شيراز ، كرمان ، و نيز نمايندگيهايى در بغداد ، بمبئى ، كلكته ، و پاريس ايجاد كرد .
وى چون به اتكاى قدرت مالى و اعتبار خود مبالغ هنگفتى ( حدود سيزده ميليون قران به بانك استقراضى و دو ميليون قران به بانك شاهنشاهى ايران ) مقروض بود ، ناگهان در 1294 ه . ق كارش متوقف شد و ورشكسته اعلام گرديد . م
( 2 ) .arsht t