تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
دوازده نفر عضو است ، و به كارهاى تبليغى ، پزشكى ، و آموزشى مىپردازند . از محل ميسيون تا هتل انگليسى چندان راهى نيست . اين مهمانخانهء كوچك جايى است كه خارجيانى كه براى ديدارى كوتاه به تهران آمده‌اند ، در آن منزل مىكنند . مهمانخانه در جاى مناسبى ، يعنى نزديك خيابان علاء الدوله قرار گرفته است ، كه هنگام عبور از آن انسان از كنار ادارات سياسى مختلف مىگذرد . عمارت سفارت كشورهاى متحده در جاى دلگشايى واقع است ، و محوطه‌اى دلپسند دارد ، و از 1883 يعنى بيست سال قبل تاكنون در اختيار سفارت بوده است . هنگامى كه از در نمايندگى گذشتم و قدم به درون حياط گذاشتم ، و چشمم به پرچم خط خط و ستاره‌نشان امريكا افتاد و كلاهم را براى اداى احترام برداشتم ، و دست آقاى ريچمند پيرسن « 1 » وزير مختار امريكا را كه به من خوشامد گفت فشردم ، لرزش و شعفى را كه بر من عارض شده بود هرگز از ياد نمىبرم . به آقاى جان تايلر « 2 » ، دبير سفارت امريكا كه بيش از سى سال است مقيم تهران است سخت مديونم ، زيرا علاوه بر الطاف بيشمار ديگر اين افتخار را نصيب من ساخت كه با وزير خارجهء ايران كه دو پسرش را در برلين و سن‌پطرزبورگ ديده بودم ملاقات كنم . پسران او هر دو وزير مختار ايران در آن دو شهر بودند . وزير خارجهء ايران مردى خوشرفتار و مبادى آداب ، و رفتارش مثل همهء ايرانيان با ادب و فرهنگ بود . هيچ‌گونه تصنع و تكلف تشريفاتى وجود نداشت . گفتگوى ما به كمك مهارت آقاى تايلر گرم شد ، و بالاخره به موضوع مسافرت من كشيد . ميزبانم به سفر من ، خاصه اقداماتم در مورد كتيبهء بهستان ، اظهار علاقه كرد ، و تقاضا نمود كه چند كلمه از لغات فارسى باستان كه در كتيبهء داريوش به كار رفته است براى او تلفظ كنم تا دريابد چه تفاوتى با زبان فارسى امروز دارد . نيز دربارهء صفهء تخت جمشيد كه تصوير عظيمى از آن بر روى پردهء ديواركوبى به چشم مىخورد و يكى از ديوارهاى اتاقى را كه ما در آن نشسته بوديم سراسر پوشانده بود ، گفتگو كرديم . شيرينى ، چاى ، و سيگار تعارف كردند ، و عاقبت كلماتى مهرآميز به ملاقات ما پايان داد . به علت دلبستگى به زرتشتيان و به علت ارتباط نام زرتشت با « رى » در حومهء تهران ، دلم مىخواست هرچه زودتر با آنان ملاقات كنم ، و خوشبختانه در ميان نخستين كسانى كه به ملاقات من آمدند دبير انجمن رفاه زرتشتى آقاى اردشير ادولجى « 3 » ، نمايندهء پارسيان هند در تهران بود . اين شخص كه قبلا با برادرش آشنا شده بودم فرصتهاى بسيار خوبى براى آشنا شدن با احوال و شرايط زندگى همكيشان
هامش
( 1 ) .Richmond Pearson( 2 ) .John Tyler( 3 ) .Ardeshir Edulji