را كه كاشان به سه چيز معروف است تكرار كردهاند . اين سه چيز عبارت است از :
ساختن كاشى و ابريشم و ظروف برنجى ؛ عقربهاى سياه ؛ و بزدلى مردمانش . صفت ترسو را اهالى ديگر شهرها به كاشانيان نسبت مىدهند 34 ، ولى خوشبختانه در مدتى كه من آنجا بودم حادثهاى رخ نداد كه دال بر جبن آنها باشد . ابريشم آنجا تا حدى كه من از روى نمونههايى كه فروشندهاى براى من آورد ، مىتوانم قضاوت كنم ، بسيار خوب است . اين فروشنده از بازار تا تلگرافخانه دنبال من آمد و آن روح ابرام و نيروى كاسبكارى و چربزبانى را كه كاشانيان صدها سال قبل بدان معروف بودند ، به خوبى نشان داد 35 . اما در مورد عقربهاى كاشان ، من نمونههاى ترسناك و وحشتزايى از آنها را در مجموعهاى كه متصدى تلگرافخانه از آنها ترتيب داده بود ، مشاهده كردم .
جاى تأسف است كه من هنگامى كه در كاشان بودم ، از افسانهء غربى آن سه پادشاه شرقى كه از كاشان به بيت المقدس رفتند و عيساى تازه به دنيا آمده را پرستش كردند ، آگاه نبودم . اين واقعيتى مسلم است كه آباء كليسا ، ايران را موطن آن سه مرد دانا مىشمارند بىآنكه معلوم سازند كه آنها از كدام نقطهء ايران آمده بودند 36 . سياح ايتاليايى ، ماركوپولو ( 1272 ) ، و سفير ونيزى ، اودوريك پوردنونيايى ( در حدود 1320 ميلادى ) ، كه از اين راه گذشتهاند رواياتى را براى ما حفظ كردهاند كه آن مردان فرزانه را به يكى از شهرهاى اين حدود نسبت مىدهد . اودوريك بطور واضح مىگويد كه كاشان يا « كاسان شهر آن سه پادشاه بود » و آنان از اين شهر به سوى بيت المقدس روان شدند ، و به يارى خداوند سيزده روزه بدانجا رسيدند 37 . عين گفتار اودوريك چنين است :
از شهر كاسان - از اين شهر من از راه دريا به هند بزرگ رفتم پس از سه روز به شهر سه پادشاهى رسيدم كه عيسى را به هنگام تولد هديه برده بودند . به شهر كاسان شهر شاهى پرافتخار مىگفتند ، اما تاتارها آن را به كلى ويران ساختند . از اين شهر تا بيت المقدس پنجاه روز راه است ، و از اينجا به خوبى مىتوان دريافت كه سه پادشاه تنها به يارى و تأييد الهى ، نه نيروى انسانى ، سيزده روزه از آنجا به بيت المقدس رفتند . در اين شهر همه چيز از نان و شراب و چيزهاى ديگر فراوان است . »
بنابر افسانهاى كه ماركوپولو نقل مىكند دو تا از اين شاهان از « سابه » ( ساوه ) 38 و « آوه » بودند ، و اين هر دو محل در حدود هشتاد كيلومترى جنوب غربى تهران هستند ، و پادشاه سوم از جايى بوده است كه به گفتهء ماركوپولو از آوه « سه روز راه بوده است . » ماركوپولو مىگويد در آنجا آباديى بود كه بدان
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 464
مساهمون: فريدون بدره اى
ص٤٦٤