بندرت نسبت به زنى اعمال مىشود . پادشاهان آنجا را براى آرامگاه ابدى خود برگزيدهاند ، و سلطان بزرگ قاجار فتحعلى شاه از جمله شاهانى است كه در آنجا مدفونند . در حقيقت مدفون شدن در جوار حضرت معصومه در حكم جواز بهشت است ، هرچند قم از اين بابت نمىتواند رقيب كربلاى معلى و مشهد مقدس باشد 42 .
با اينهمه شهر مرا خوش نيامد و ازاينروى آرزوى توقف بيشتر نكردم ، و تنها به اين قناعت ورزيدم كه آن را با دو عكس از مناظرش ، كه بعدا خريدم ، به خاطر بسپارم . مهمانخانهاى كه من در آن استراحت كردم نشان مىداد كه داريم آهسته آهسته به منطقهء تمدن نزديك مىشويم . عمارت مهمانخانه داراى ايوانى بود و يك اتاق بزرگ خواب كه در آن ميزى و تختخوابى نهاده بودند . آشپزخانهاى هم داشت كه من در آن تابهاى يافتم و به وسيلهء آن درست كردن املت را امتحان كردم .
و خوشبختانه كاملا خوب از آب درآمد . زندهترين خاطرهء من از آن مهمانخانه اين بود كه در آنجا براى نخستين بار طعم عرق را چشيدم . من براى مصارف طبى احتياج به الكل طبى داشتم و خدمتكارانم در بازار به غير از عرق چيزى پيدا نكرده بودند . هرگز دوست نمىدارم كه بار ديگر لب بدان مشروب خاص بزنم زيرا مزهء آن ، تا آنجا كه مىتوانم براى خود مجسم سازم ، مانند تركيبى از جين ، ويسكى ، و لاك الكل بود .
در قم فهميدم كه براى رسيدن به تهران مىتوانم به عوض آن گارى لعنتى دليجانى « 1 » كرايه كنم ، و چون نيمهشب به من اطلاع دادند كه دليجان حاضر است خيلى خوشحال شدم ؛ ولى على رغم اين حاضر باش يك ساعت ديگر معطل شدم تا به دليجان اسب بستند و سپس آن را بتأنى به دم درآوردند . وسيلهاى لكنتى و زهوار دررفته بود كه هر آن بيم آن مىرفت از هم متلاشى شود ، ولى تصور مىكنم با توجه به سنواتى كه از تاريخ ساختن آن گذشته بود درخور احترام بود . با وجود ناراحتى جا و بدى هوا در بيشتر مدت مسافرت كه بيست ساعت طول كشيد در خواب بودم ، تا آنكه ساعت نه شب ، بعد از هفت روز كه از يزد حركت كرده بودم ، به تهران رسيدم . يادداشت مختصرى از اين مسافرت و منازلى كه طى كرديم شايد خالى از فايده نباشد .
هامش
( 1 ) .diligence. نوعى وسيلهء نقليهء عمومى كه از اوايل قرن هجدهم در اروپا معمول شد . دليجان معمولا با 4 يا 6 اسب حركت مىكرد ، و روزانه بين 40 تا 60 كيلومتر راه مىپيمود . م