تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
را حفظ كرده بودند ، و من از انگليسيان مقيم يزد داستانهاى شگفت‌انگيز و اعجاب - آورى از طاقت و سرعت اين بيابان‌نوردان شنيدم . بيشتر بعد از ظهر آن روز صرف راه‌پيمايى براى رسيدن به يزد شد ؛ شهر ، به علت صافى و روشنى هوا ، نزديك مىنمود ؛ معهذا عظمت بيابان اطراف آن چندان بود كه هرچه مىرفتيم نمىرسيديم . اين پههء شنى تقريبا چهل و هشت كيلومتر عرض و كيلومترها طول دارد . در جنوب و مغرب ، و تا حدى در شمال محدود به يك سلسله ارتفاعات مضرس مىشود ، و حال آنكه كمربندى از تل ماسه‌ها كه در مشرق آن قرار دارند تا پاى ديوار شهر يزد ادامه مىيابند ؛ و در اينجا باغها ، كه نماى سبز و خرم آنها در زمينهء قهوه‌اى و سوختهء اطراف تضاد خوشايندى دارند ، جلو آنها را سد كرده‌اند . يزد شهرى بسيار قديمى است ، زيرا ظاهرا نام آن به صورت « ايستيخاى » در جغرافياى يونانى بطلميوس در زمرهء شهرهاى بيابان كارمانيا « 1 » ذكر شده است 12 . علاوه بر اين ، بنابر روايات ايرانى ، در زمان اسكندر محلى معروف بوده ، و آن جنگجوى فاتح زندان اسيران جنگى خود را در آنجا قرار داده است 13 . عوام الناس ميان يزد و يزدگرد اول ( 399 - 420 ميلادى ) ، پدر بهرام گور ، رابطه‌اى برقرار مىبينند ، و او را بانى دوم ، نه بانى اصلى ، شهر مىشمارند 14 . در اوايل غلبهء اسلام ، يزد ، شايد به علت موقعيت پرت و دورافتادهء آن در دل بيابان ، پناهگاه و سنگر گبران زرتشتى شد . نخستين اروپايى كه از آنجا ديدن كرد ( 1272 ميلادى ) ماركوپولو بود كه از آن به صورت « شهر خوب و اعيانى يسدى « 2 » » نام مىبرد 15 . راهب ايتاليايى اودوريك پوردنونيايى « 3 » كه پنجاه سال بعد از ماركوپولو بدانجا آمده از شهر يزد به صورت « گث « 4 » » يا « گست « 5 » » يا « يست « 6 » » نام مىبرد 16 . جوزافا باربارو ونيزى در 1474 نام آن را « ايز « 7 » » يا « يكس « 8 » » مىنويسد 17 . با وجود اين اهميت شهر يزد چه در قديم و چه بعدا به مناظر آن نيست
هامش
( 1 ) .Carmania، نام يونانى ايالت تاريخى و سابق ايران ، در قسمت جنوب غربى كوير لوت . م ( 2 ) .Yasdi( 3 ) .Odoric of Pordenone( 4 ) .Geth( 5 ) .Gest( 6 ) .Iest( 7 ) .Ies( 8 ) .Jex