تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
است كه به آن كوه ابراهيم مىگويند ، و حال آنكه ابراهيم ، عليه السلام ، زمين فارس را نديده و بدان داخل نشده است . وى در كوثاربا « 1 » در زمين بابل ساكن بود . اما در جاى ديگر خوانده‌ام كه ابراهيم به ابركوه آمد و مردم آن را از به كار گرفتن گاو در كشت و زرع منع كرد . در نتيجه ، با آنكه در آنجا گاو فراوان است ، مردم ابركوه از گاو در كار كشاورزى استفاده نمىكنند . ابو بكر محمد معروف به الحربى الشيرازى به من گفت كه : « من سه بار در ابركوه بودم ، ولى هرگز نديدم كه بارانى به درون حصار شهر بريزد . مردم مىگفتند اين بر اثر دعاى ابراهيم ، عليه السلام ، است » 9 . داستان آزمايش با آتش ، چنان كه در معجم البلدان ياقوت آمده است ، كافى است كه جنبه‌هاى تقدس‌آميز شهر و حق و شايستگى آن را براى اينكه محل آتشكده‌اى باشد به اثبات رساند - هرچند فردوسى و ثعالبى « 2 » ، در روايات خود در باب در آتش رفتن سياووش ، بطور دقيق محل حادثه را معين نمىكنند 10 . بنابراين ، مىتوانيم بپذيريم كه محل يكى ديگر از آتشكده‌هاى قديم را در ايران بازيافته‌ايم ، و بر فهرست آتشكده‌ها نامى ديگر افزوده‌ايم ، و پرستشگاه ويران ابركوه ، دست كم از نظر جا ، يادگار مكانى است كه در آنجا شرافت سياووش از تهمت پاك گشته است . در همين جا بايد داستانى را ذكر كنم كه مربوط به يكى از اولياى اسلام در ابركوه است . اصل اين حكايت را حمد اللّه مستوفى ( 1340 ميلادى ؛ - 740 ه . ق ) روايت كرده است . بنابر نوشتهء او « از مزارات اكابر در آنجا طاووس الحرمين است ، و آن تربت را خاصيتى هست كه اگر مسقف مىگردانند خراب مىشود ، تا به مرتبه‌اى كه سايبان كرباس نيز نمىپذيرد ؛ و گويند كه در ابرقوه جهودى چهل روز اگر بماند ، نماند » 11 . من چون به شهر وارد شدم يكراست به نزد « رئيس » شهر ، رفتم و نامه‌هايى را كه از حكمران شيراز و مدير پست داشتم نشان دادم . شهر فعلى بسيار كوچك است . رئيس نتوانست براى من اسب فراهم كند ، ولى چهار قاطر تدارك ديد تا براى عبور از بيابان كاروانى تشكيل دهيم ، و ترتيبى داد كه بعد از نيمه‌شب به سفرمان ادامه دهيم . اين امر به من فرصت داد كه بعد از ظهر را استراحت كنم . وقت را به نظاره
هامش
( 1 ) .Kutharabba( 2 ) . ابو منصور حسين ابن محمد ثعالبى مورخ عربى نويس دورهء غزنويان است . اثر معروفش كتاب « غرر السير » يا « غرر اخبار ملوك الفرس و سيرهم » مىباشد كه مشتمل است بر تاريخ ؛ از خلقت عالم تا زمان سلطان محمود غزنوى . م
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 394 | فريدون بدره اى / ابراهم والنتاين ويليامز جكسون / منوچهر اميرى