تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
پادشاه بوده است 79 . حتى مىتوانيم از اين فراتر رويم و بگوييم كه آنجا كاخ خشايارشا در دوران ولايتعهديش بوده است ، و اين قضاوتى است كه از روى مقايسهء قيافهء شاه در نقش اين كاخ با قيافهء پادشاه در كاخ خودش براى ما حاصل مىشود 80 . از اين نقطه به مسافت چهل يا رد [ - 576 ، 36 متر ] به سوى شمال غربى ، و درست در آن سوى پشته در عقب كاخ داريوش ، مدخل تالار پذيرايى ويرانى را مىبينيم كه طبق معهود با نقوش برجستهء شاه ، درحالىكه بر اورنگ سلطنت نشسته ، تزيين شده است . اين بناى كوچك به نام رواق داريوش معروف است (
H
در روى نقشه ) اگرچه گاهى آن را بناى مركزى نيز ناميده‌اند . در جانب شرقى اين بنا و متصل به آن آخرين و بزرگترين همهء ساختمانهاى باشكوه صفه يعنى تالار صد ستون (
I
در روى نقشه ) قرار دارد كه به وسيلهء داريوش براى برگزارى جشنها ساخته شده است . در اصلى تالار در جانب شمال بوده و به يك هشتى سرپوشيده كه سقف آن را شانزده ستون نگاه مىداشته‌اند باز مىشده ؛ و اين هشتى ، مستقيم ، به اتاقى كه اورنگ شاهى در آن قرار داشته وصل بوده است . اين بناى شكوهمند كه محوطه‌اى به طول دويست و بيست و پنج پا ( 5 ، 68 متر ) و عرض دويست پا ( 9 ، 60 متر ) را مىپوشانده ساختمان باعظمتى را بوجود مىآورده كه بر صد ستون ( ده رديف ده ستونى ) مستقر بوده است ؛ ولى اكنون حتى يكى از ستونهاى آن برپا نيست . درگاههاى شرقى و غربى تالار هنوز داريوش را در حال كشتن جانور هيولامانند نشان مىدهند ؛ و بر درگاههاى ورودى شمال و جنوب تالار او را در حالى مىبينيم كه تيارا يا تاج بلندى بر سر دارد و بر اورنگ شاهى نشسته است ، و در پشت سرش سه يا پنج رديف از اتباع كشورهاى تابع كه براى دفاع از فرمانرواى خود سلاح در دست دارند ايستاده‌اند ؛ بر فراز سرشان بالهاى اهورامزدا كه در حال پرواز است ديده مىشود 81 . ديوار اتاق تالار شاهى احتمالا از خشت بوده كه با سفالهاى ميناكارى يا لعابدار روكارى شده بوده است . اين ديوارها قرنها پيش فروريخته و با خاك يكسان شده‌اند ؛ اكنون تنها قطعاتى از ستونها ، چهارچوبهاى سنگى درها ، و سنگ زيرين قاب پنجره‌ها باقى مانده است ، و تكه‌هايى از چوبهاى سدر زغال شده‌اى كه در زير انبوهى از خاك و خاكستر مدفون گشته‌اند تا نشان دهند كه روزگارى سقفى با هزاران تير بر سرستونهاى تالار استوار بوده است 82 . در اينجا ، مانند تالار بار خشايارشا ، ما در حيرتيم كه آيا دست اسكندر مىزده و مشعلهاى سربازان مست و لا يعقل او اين ويرانى و تباهى عظيم را بوجود آورده‌اند يا عاملى ديگر قصور شاهنشان هخامنشى را به اين روز افكنده است ؟ حدود شصت يا هفتاد يا رد ( - 864 ، 54 يا 008 ، 64 متر ) به جانب شمال اين تالار معروف چند تخته‌سنگ و تعدادى ستونهاى شكسته ديده مىشود كه
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 362 | فريدون بدره اى / ابراهم والنتاين ويليامز جكسون / منوچهر اميرى