گويا زمانى رواق و مدخلى بوده است (
J
در روى نقشه ) كه به تالار بار منتهى مىشده ؛ ولى اكنون از عظمت پيشين آن چيزى برجاى نمانده است . علاوه بر اين رواق ، در نزديكى ايوان خشايارشا آب انبارى وجود دارد (
K
در روى نوشته ) كه در دل سنگ كنده شده است ، و مىبايست براى آب رساندن به فوارهاى بوده باشد كه منافذ آن از وسط آبگيرى مانند حوضهاى امروزى ايران سر برمىآورده است . علاوه بر پشته (
L
، كه قبلا بدان اشاره كرديم ، در زير سطح صفه چند معبر زيرزمينى ، راه آب ، و كاريزهايى وجود دارد كه هنوز كاملا مورد كاوش قرار نگرفته است ؛ و گذشته از اينها آثار ناچيزى از بناهاى نيمهتمام گذشته باقى مانده كه گفتگو دربارهء آنها موكول به بررسيهاى تازهء باستانشناسى است 83 .
قبل از آنكه اين فصل را پايان دهم لازم است چند سطرى دربارهء يكى دو موضوع كه از جهت تاريخى مهم است بنگارم . نخستين موضوعى كه مىخواهم بگويم مربوط است به دو سنگنبشتهء مهم از داريوش ، كه بر تخته سنگ عظيمى در ديوار جنوبى صفه كنده شدهاند و در نزد دانشمندان به كتيبههاى
d
و
e
داريوش در تخت جمشيد معروفند . هر يك از اين دو كتيبه بيست و چهار سطر دارد . در كتيبهء اول شاه اهورامزدا را مىستايد ؛ او را به خاطر نعمتهايش سپاس مىگويد ؛ و دعا مىكند كه او و ديگر خدايان ، اين سرزمين را نگاه دارند . همين مطالب در قسمت بابلى كتيبه كه ترجمه و تفسير است ، و نيز تا حدى در بخش عيلامى آن تكرار مىشود ، جز آنكه در كتيبهء اخير نكات اضافى جالبى هست كه در جاى ديگر يافت نمىشود ، و مضمون آن اين است كه داريوش نخستين كسى است كه اين مكان را به صورت دژ محكمى در - آورد ، و گرنه آنجا قبلا دژى نبوده است 84 . كتيبهء ديگرى كه در كنار همين كتيبه بر همان تخته سنگ در جانب راست نوشته شده است فقط به زبان فارسى باستان است ، و پس از آنكه فتوحات داريوش را برمىشمارد به اين جمله ختم مىشود : « بشود كه شادى از اهورا فرو رسد » 85 . همچنانكه در پاى پلكان ايستاده بودم تا الواحى را كه در بالاى ديوار كنده شده بود مورد بررسى و مطالعه قرار دهم ، و يادداشتهايى به اميد آنكه روزى به چاپشان برسانم برمىداشتم ، نور خورشيد كه بر من مىتافت چنان سوزان بود و مگسها چندان مزاحم و آزاردهنده بودند كه توانستم احتياج شاهنشاه را در آن روزگاران دور به چتر و مگسپران دريابم !
نكتهء تاريخى ديگر مربوط است به سه مقبرهاى كه در پشت صفه ، در صخرههاى كوه رحمت ، كنده شدهاند . اين مقابر آرامگاه شاهان اخير هخامنشى هستند ، و مانند چهار مقبرهء شاهان قديمتر در نقش رستم مىباشند كه قبلا به وصف آنها پرداختم ، جز آنكه با آن مقابر تفاوتهاى جزئى دارند و از جمله اينكه به زمين نزديكترند ، و لذا حصول بدانها آسانتر است ؛ و اين تفاوتها ناشى از ماهيت كوهى است كه در آن كنده