باقى است كه اصفهان دهلى ايران و رقيب شايستهء جانشين جديدش بر ساحل درياى خزر بشمار آيد . از اينرو ، من با بعضى از نويسندگان اخير كه بر انحطاط اصفهان و شكوه و عظمت از دست رفتهاش نوحه سر مىدهند موافق نيستم . تصديق مىكنم كه اصفهان رونق و جلال گذشته را ندارد ، ولى هرگز به اين نظريهء بدبينانه نيز گردن نمىنهم كه عنوان حاكم اصفهان « ظل السلطان « 1 » » نماد و مظهر سايه و ظلمتى است كه اصفهان به وسيلهء تهران بدان گرفتار آمده است . از آنچه من دربارهء دارندهء قدرتمند عنوان « ظل السلطان » كه برادر شاه است دستگيرم شده است ، مىتوانم بگويم كه وى و شهر سايههاى پايدار و عوامل مهمى در وقايع ايران هستند . وضع عمومى مردم ، آثار فعاليتهاى بازرگانى ، و نشانههاى آشكار تجارت رو به ترقى شهر ، همه در نظر من آيندهء اميد بخشى را نويد مىدهند .
من اصفهان را شهر جديدى خواندم ، و به صورت فعليش واقعا شهر چنين است ، زيرا اصفهان همهء آثارى را كه دلالت بر زيبايى و شكوه گذشتهاش مىكند ، از عهد شاه عباس بزرگ صفوى ، معاصر ملكهء اليزابت « 2 » ، و جانشينان آن پادشاه در قرن هفدهم دارد . از نظر تاريخى اسپهان ، يا چنان كه معمولا اهالى مىگويند اصفهان ، شهرى بسيار كهنسال است . بطلميوس « 3 » ، جغرافىنويس يونانى ، در قرن دوم ميلادى از آن به صورت اسپدانه « 4 » نام برده است ، كه مىتواند معادل يك كلمهء فارسى باستان به معناى « داراى اسبهاى بخششى » باشد 1 . در متون پهلوى در جايى كه تفسير
هامش
( 1 ) . منظور سلطان مسعود ميرزا قاجار ( 1266 - 1336 ه . ق ) پسر ناصر الدين شاه است . وى در 1291 ه . ق به حكومت اصفهان منصوب شد و تا 1305 ه . ق حكومت اصفهان ، بروجرد ، خوانسار ، خوزستان ، عراق ، فارس ، كردستان ، كرمان ، كرمانشاه ، كمره ، گلپايگان ، لرستان ، محلات ، و يزد را عهدهدار بود . در 1305 ه . ق ، به امر ناصر الدينشاه ، از كليهء كارهاى خود بر كنار شد . در اواخر سلطنت مظفر الدين شاه مجددا حكومت اصفهان يافت .
مردى با حشمت ، مقتدر ، و سختگير بود ، و اغلب آثار هنرى صفويه را در اصفهان محو كرد .
كتابى هم به نام « سرگذشت مسعودى » نوشته . م
( 2 ) . اليزابت اول از 1558 تا 1603 در انگلستان سلطنت كرد . مدتى از دوران سلطنت شاهعباس ( 996 - 1038 ه . ق ؛ برابر 1587 - 1629 ) همعصر با اليزابت بوده است . م
( 3 ) .Ptolemy. منجم و جغرافيادان معروف حوزهء علمى اسكندريه در قرن دوم ميلادى . اثر عمدهاش در رياضيات كتاب « مجسطى » است . كتاب جغرافياى وى نيز ، از لحاظ اهميت ، تالى مجسطى مىباشد . م
( 4 ) .Aspadana