صحيح و دقيق وى از چند سنگنبشته در تخت جمشيد مبناى كار عدهاى از محققين قرار گرفت ، ختم مىشود 3 . معهذا تا سال 1802 دانيالى « 1 » پيدا نشد كه بتواند خط مرموزى را كه بر ديوار نوشته شده بود بخواند ، گرچه دانشمندان متفق القول بودند كه اين سنگنبشتهها از شاهان هخامنشى است . اين گروتفند « 2 » ، مدير مدرسه و عالم فقه اللغهء آلمانى ، بود كه نخست به كشف رموز خط ميخى نايل آمد ، و افتخار خواندن سنگنبشتههاى فارسى باستان از آن اوست . گروتفند كه به علت علاقهمندى به فرهنگ دنياى قديم بدين موضوع راغب گشته بود ، با شور و شوقى كه خاص محققان است زندگى خويشتن را وقف حل مشكل خط ميخى كرد . داستان اينكه چگونه رموز
هامش
( 1 ) .Daniclيكى از انبياى بنى اسرائيل . بنابر آنچه از كتاب دانيال در عهد قديم برمىآيد وى از قبيلهء يهودا بود . در 605 ق . م اسير و به بابل ( دربار بختنصر ) برده شد . اولين واقعهاى كه سبب نفوذ و شهرت وى گرديد تعبير خوابى بود كه بختنصر در دومين سال سلطنت خود ديده بود . در نتيجه بختنصر او را حكومت بابل داد . چند سال بعد دومين رؤياى او را تعبير كرد . در زمان بلشصر نوشتهاى را كه دستى غيبى بر ديوار قصر شاه نوشته بود خواند و بلشصر او را خلعت داد ، اينك خلاصهاى از باب پنجم كتاب دانيال :
« بلشصر پادشاه ضيافت عظيمى براى هزار نفر از امراى خود بر پا داشت و در حضور آن هزار نفر شراب نوشيد . پادشاه و امرايش و زوجهها و متعههايش از آنها نوشيدند . شراب مىنوشيدند و خدايان طلا و نقره و برنج و آهن و چوب و سنگ را تسبيح مىخواندند . در همان ساعت انگشتهاى دست انسانى بيرون آمد و در برابر شمعدان بر گچ ديوار قصر پادشاه نوشت و پادشاه كف دستى را كه مىنوشت ديد .
آنگاه هيئت پادشاه متغير شد و فكرهايش او را مضطرب ساخت و بندهاى كمرش سست شده زانوهايش به هم مىخورد . پادشاه به آواز بلند صدا زد كه جادوگران و كلدانيان و منجمان را احضار نمايند . . . آنگاه جميع حكماى پادشاه داخل شدند اما نتوانستند نوشته را بخوانند يا تفسيرش را براى پادشاه بيان نمايند . . . آنگاه دانيال را به حضور پادشاه آوردند و پادشاه دانيال را خطاب كرده فرمود . . . اگر بتوانى الآن نوشته را بخوانى و تفسيرش را براى من بيان كنى به ارغوان ملبس خواهى شد و طوق زرين در گردنت نهاده خواهد شد و در مملكت حاكم سوم خواهى شد . . . پس دانيال به حضور پادشاه جواب داد : اين كف دست از جانب خدا فرستاده شد و اين نوشته مكتوب گرديد و اين نوشته كه مكتوب شده است اين است منا منا ثقيل و فرسين . و تفسير كلام اين است منا يعنى خدا سلطنت ترا شمرده و به انتها رسانيده است . ثقيل يعنى در ميزان سنجيده شده و ناقص درآمده . فرس يعنى سلطنت تو تقسيم گشته و به ماديان و فارسيان بخشيده شده است . . . در همان شب بلشصر پادشاه كلدانيان كشته شد » . م
( 2 ) .Grotefend( 1775 - 1853 ) . باستانشناس و عالم فقه اللغهء آلمانى .
در زبانهاى لاتينى و ايتاليايى متبحر بود . برجستهترين كارش خواندن كتيبههاى ميخى ايران است . م