تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
را ديدم چنين مىنمود كه مخرج آب بر روى جاده‌اى قرار گرفته است كه به خارج از دروازهء جنوب شرقى امتداد مىيابد ، و آب از اين دهانه به مقدار فراوان بيرون مىريزد ، و با وجود جريان دايمى آن ، چنين مىنمايد كه مانند نهر اردوى سوره « 1 » مذكور در اوستا هرگز كاهش نمىيابد و پيوسته از سرچشمه‌اى ناپيدا پر مىشود 10 . دروازهء بزرگ بارو در اين نقطه بسيار خوب مانده است و اگر حافظه‌ام به خطا نرفته باشد نشانه‌هاى بنّايى « 2 » را كه بر روى باروهاى دو پهلو ، و به اصطلاح باستيونهاى « 3 » راست و چپ ، گذاشته بودند مشاهده كرده‌ام و نظير آنها را بر ديوار ايوانى ديده‌ام كه كوروش در نزديكى مرغاب ساخته است . ارتفاع خاكريز در اينجا كمتر از دوازده سيزده متر نيست و از ساختمان آن پيداست كه بقيهء ديوار را نيز خوب ساخته‌اند . قطعات سنگى مستطيل شكل بزرگى كه ديوار را با آن بنا كرده‌اند هر يك بيش از دو و نيم پا در يك و نيم پا ( 76 و 45 سانتيمتر ) است كه آنها را به‌طور افقى چيده و ميان آنها را با سنگهاى باريك عمودى پر كرده‌اند ، تقريبا به اين شكل 11 . در هيچ جاى ديگر ايران ، چه در كنگاور و چه در مرغاب ، هرگز نديده‌ام كه سنگها را به چنان وضع مخصوصى چيده باشند ، هرچند در بناهاى تاريخى كنگاور و مرغاب سنگهايى بسيار بزرگتر از سنگهاى تخت سليمان به كار رفته است . چون مىخواستم كه از سوى مشرق نيز منظرهء كامل تخت سليمان را تماشا كنم ، در طول ارتفاعات دژ در ميان برف عميق به راه افتادم ، و به نقطه‌اى واقع در حدود قسمت مركزى بارو روبه‌روى افق شرقى كه آفتاب از آن برآمده بود ، رسيدم . راه فرود آمدن از كنگره به پايين بارو سخت سراشيب بود ، اما به مدد راهنمايان خود جايى را در كنار يكى از باستيونها يافتم كه در آنجا برف تقريبا تا بالاى ديوار جمع شده بود ؛ و چون قشر آن صلب و سخت بود من به پايين سر خوردم ، و تا مسافت
هامش
( 1 ) .Ardvi Sura( 2 ) .mason's sign، نشانه‌اى است كه بنابر روى ديوار حك مىكند كه مشخص مقدار كارى باشد كه انجام داده است . م ( 3 ) .bastion