اينكه آنچه جادهء سنگفرش يا راه ارابهرو به نظر من مىرسيد در اصل ، حصار داخلى دژ فرض شود . اكنون به اين نكته از آنرو اشاره مىكنم كه به مسئلهء تعيين محل و مكان هگمتانه ارتباط دارد ، كه بعد مطرح خواهم كرد ، و نشان خواهم داد كه اهميت باروها در روزگار قديم تا چه حد بوده است 3 .
در داخل محوطه نخستين نكتهاى كه جلب نظر مىكند بقاياى دو ديوار سنگى و آجرى است كه روزگارى قسمتى از بناى نسبتا بلند رو به مشرق را تشكيل مىداده است . ديوارهاى خارجى اين بنا هرچند شكسته و ويران است ، هنوز پاى برجاست و نشان مىدهد كه نمىبايست طول بنا از سى متر و عرض آن از دوازده سيزده متر كمتر بوده باشد . ديدن اين ديوارها حتى از دور در من اين تأثير را نبخشيد كه بناى آنها را به روزگارى كهن نسبت دهم و قطعا مربوط به پيش از اسلام نيست ، و اين حقيقت از مشاهدهء قطعاتى از حروف عربى مسلم شد كه بر آثار و بقاياى در قلعه نوشتهاند 4 .
در حدود بيست و هفت هشت متر به سوى شمال شمال شرقى ، خرابههاى ساختمان دوم ديده مىشود ، و آن عبارت است از بناى طاق و گنبددارى كه قسمتى از آن فرو ريخته و بيشتر تشكيل تودهء عظيمى از زباله و خاكروبه را داده است .
طرح يا خطوط خارجى بنا به شكل گنبدى است كه از ميان برفهايى كه پيرامون آن را پوشانده برخاسته است و اين را مىتوان در عكسى كه برداشتهام مشاهده كرد . موقع كلى بنا را نيز با توجه به اطلال ديگرى كه در كروكى نشان دادهام مىتوان ديد . اين كروكى - كه آن را سردستى كشيدهام - منظرهء كلى ارتفاعات تخت سليمان را در اين نقطه نشان مىدهد . اندازهء آجرهايى كه در ساختن بنا به كار رفته تقريبا يك پاى مربع 5 ( - 929 سانتيمتر مربع ) و ضخامت خود ديوارها حدود يك متر الى يك متر و نيم است ، و اين انديشه را از خاطر مىگذراند كه اتاق گنبددار و طاقچهها و شاهنشينهاى قوسى شكل آن جاى نگاهدارى گنجينهاى گرانبها بوده است 6 . اهالى اين مكان را « حمام » 7 مىخوانند ، اما چنان كه پس از اين شرح خواهم داد نخستين بار راولينسن تشخيص داد كه اين بنا در اصل آتشكدهء بزرگ بسيار كهنى بوده است .
ديگر ويرانههاى بناهاى واقع در داخل دژ تخت سليمان عدهاى از اطلال را تشكيل مىدهد كه در منتهىاليه شمالى قرار دارد ، و مردم محل آن را « بازار » مىخوانند ؛ دو بناى مخروبهء ديگر نيز نزديك بارو در قسمت جنوب و جنوب شرقى قرار دارد ، و راهنماى من يكى از اين دو را « بازار » مىخواند و ديگرى را كه اندكى در سمت جنوب غربى قرار گرفته و بدنهء ديوار آن مانند برجى قد برافراشته بود ، « آشپزخانه » مىپنداشت . اما هيچ يك از اين دو بنا در نظر من كهن ننمود گرچه به سبب
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 147
مساهمون: فريدون بدره اى
ص١٤٧