تشكيل شده در حدود چهار پنج كيلومتر دارد و شبيه پيكر غول عظيمى است كه بر روى خفته و سرش كوه زندان باشد . ديگر در اين هيكل مهيب اثرى از حيات باقى نيست اما از دهانهء غارمانند تپه هنوز هواى بدبويى جريان دارد و اين سبب مىشود كه انسان با خود بينديشد كه شايد كوه « ارزوره گريوه « 1 » » ( « گردن ارزوره » ديو ) كه در اوستا از آن به عنوان مدخل دوزخ ياد شده است نيز مانند اين زندان « ديوان » از نوع آتشفشانهاى خاموش بوده است .
همچنانكه به تاخت از روى قله مىگذشتيم از تودههاى جوشسنگهاى « 2 » بازالتى سخت و تيرهء آتشفشانى صدايى نظير آنچه از اشياء ميانتهى برمىخيزد به گوش مىرسيد ، و ده بيست تا چشمههاى كوچك آب گرم آهكى از يك رديف از دهانههاى بسيار كوچك آتشفشانى مىجوشيد و نشان مىداد كه كوه زندان از سنگهاى آذرين « 3 » است و مبدأ آتشفشانى دارد . شايد نيم ساعت گذشت تا من توانستم به دامنهء كوه زندان سليمان برسم . ارتفاع اين كوه در حدود 137 متر از سطح دشت است و بر فراز آن مخروط عظيمى از جوشسنگهاى سخت تيرهء آتشفشانى قرار دارد كه در نتيجهء فوران درون آتشفشان به وجود آمده است 1 . راه صعود به قله بسيار سرابالاست . وقتى كه به قله رسيديم دريافتم كه محيط دهانهء آتشفشان در حدود صد متر است ، و همچنانكه بدان چاه ويل سرسامآور نگاه مىكردم به ياد اين بيت ميلتن « 4 » افتادم ؛
« و در آن درك اسفل مغاكى پستتر * دهان گشوده بود و همگان را به بلعيدن تهديد مىكرد . » در واقع مردم محل اين چاه قيف مانند را بىپايان مىپندارند و جاى گفتگو نيست كه عمق آن بايد در حدود چندين صد متر باشد و مبناى اين نظر مدت زمانى است كه از لحظهء افكندن قطعهاى سنگ تا رسيدن آن به قعر چاه حساب كردهام . تا آنجا كه جرئت داشتم بروم خزيده به پيش رفتم ، و به پايين نگاه كردم و مقدارى برف را در نقطهاى نزديك به كف چاه تشخيص دادم ، و از اين نكته چنين برمىآمد
هامش
( 1 ) .Arezurahe Griva( 2 ) .conglomerate، سنگى مركب از قلوه سنگهايى كه با خميرهاى از مواد ريزتر به هم چسبيده باشد . م
( 3 ) .igneous rocks، سنگهايى كه از سرد شدن و انجماد مواد مذاب هستهء داخلى زمين ساخته شدهاند . م
( 4 ) .Milton( 1608 - 74 ) ، شاعر انگليسى . مهمترين اثرش منظومههاى « بهشت گمشده » ( 1667 ) و « بهشت بازيافته » ( 1671 ) است . بهشت گمشده يكى از جالبترين و مهمترين منظومههاى جهان به شمار مىرود . م