تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
از مشرق زمين به اورشليم آمدند و با خود هدايايى آوردند و آن عبارت بود از زر و كندر و مر ، و او را ستايش كردند و هداياى خود را به وى دادند . 2 - پس از آن حضرت مريم قنداقى كه كودك را در آن پيچيده بودند برداشت و به جاى دعاى خير و بركت به ايشان بخشيد و ايشان آن را همچون تحفه‌اى گرانمايه پذيرفتند . 3 - و در آن هنگام فرشته‌اى به صورت همان ستاره‌اى كه پيش از عزم سفر دليل راه ايشان شده بود ظاهر شد و ايشان نور آن را دنبال كردند تا سرانجام به وطن خود باز گشتند . 4 - پس از آنكه به مرزوبوم خود رسيدند شاهان و شاهزادگان نزد ايشان آمدند و پرسيدند كه چه ديده‌ايد و چه كرده‌ايد ؟ در اين سفر هنگام رفتن و بازگشتن بر شما چگونه گذشته است ؟ در راه چه كسانى با شما همسفر شده‌اند . 5 - ايشان قنداقى را كه حضرت مريم به آنان داده بود نشان دادند ، مناسبت حال را ضيافتى بر پا كردند . 6 - و بنا به آيين ديار خود آتشى افروختند و به ستايش آن پرداختند . 7 - و همين كه قنداق را بر آن افكندند آتش آن را برداشت و نگاه داشت . 8 - و همين كه آتش خاموش شد ايشان قنداق را كه آسيبى بدان نرسيده بود برگرفتند ، چنان بود كه گفتى آتش در آن نيفتاده است . 9 - آنگاه ايشان قنداق را بوسيدن گرفتند و آن را بر سر و چشم خود نهادند و گفتند همانا اين حقيقتى است عارى از شك و ترديد و براستى شگفت‌انگيز است كه چگونه آتش آن را نسوخته و از ميان نبرده است . 10 - آنگاه ايشان آن را برداشتند و در جزو گنجينه‌هاى خود ذخيره كردند » 25 . چنين مىنمايد كه اين داستان انجيل مجعول كودكى عيسى و افسانهء مربوط به كليساى اروميه از روايات قديم سنتى نسطوريان است 26 . باز داستانى آورده‌اند كه از ارتباط ميان نام زرتشت و اروميه حكايت مى - كند . اشپيگل « 1 » به اين قصه اشاره كرده مىنويسد كه در كوه بزوداغى « 2 » ( كوه گوساله ) در شمال شرقى شهر ، مردم غارى را نشان مىدهند و مىگويند كه زرتشت پيامبر در آنجا زيسته است 27 . اين مطلب ظاهرا اشاره به روايتى است دربارهء زندگانى زرتشت كه در سنت آمده است و برحسب آن : وى چندى در زى راهبان در غارى واقع در كوههاى ايران بسر برده است ، اما من خود نتوانستم مستقيما و بىواسطه اطلاعى در اين‌باره بدست آورم ، و بعد از آن از يكى از مردم اروميه شنيدم كه مىگفت تنها يك محل را سراغ دارد كه در نظر مسلمانان متبرك است و آن « چشمه على » است . با اينهمه سپس آگاه شدم كه نزديك مراغه در كوه سهند غارى
هامش
( 1 ) .Spiegel( 2 ) . كوهى به ارتفاع 935 ، 1 متر ، واقع در شمال شرقى رضائيه ، كه شهر را در بر گرفته است . م
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 122 | فريدون بدره اى / ابراهم والنتاين ويليامز جكسون / منوچهر اميرى