تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
از سنگ وجود دارد كه آن را غار زرتشت مىخوانند 28 . از ديدنيهاى اروميه كه به گمان مردم آن سامان يادگار دوران كهن آفتاب - پرستى است ، نواختن نقاره و كوفتن دهل در وقت غروب است . اين نوبت زدن شامگاهى را در جايى مىزنند كه « نقاره‌خانه » نام دارد و در مجاورت دروازهء ارگ واقع است - دروازه‌اى كه روزگارى ارگى در آنجا قرار داشته است . كرنائى كه در آن مىدمند نزديك به دو متر درازا دارد و پس از آنكه نوبت سوم را كوفتند ( به اصطلاح تركى اوچ طبل ) كسى حق ندارد در كوچه و بازار رفت و آمد كند و گرنه بازداشت مىشود . چنين رسمى در اصفهان و طهران و مشهد و بخارا و ديگر جاها رواج دارد و انديشهء من متمايل به اين است كه اين رسم مانند توپى كه غروب شليك مىشود يا ناقوسى كه شامگاه مىزنند هيچ ارتباطى به آيين آفتاب - پرستى ندارد 29 . بازارهاى اروميه بهيچ‌وجه ديدنى نيست اما در پاره‌اى از دكانها مقدار نسبتا فراوانى كالاى اروپايى ديده مىشود ، و صاحب يكى از بهترين مغازه‌ها مردى ارمنى است . در كوچه‌هاى شهر آن تراكم و ازدحامى كه از نشانه‌هاى شهرهاى پرجمعيت است به چشم نمىخورد . جمعيت شهر را به اختلاف ميان پانزده تا چهل هزار تخمين مىزنند و اين اختلاف بيشتر بسته به اين است كه جمعيت دهات پيرامون شهر را هم به حساب بياوريم يا نه . اكثر ساكنان فارسى زبانند ، و ما بقى عبارتند از تركها ، افشارها ، نسطوريان آشورى ، عده‌اى ارمنى و معدودى يهودى و گروهى اروپايى . مسيحيان به اصطلاح نسطورى بخصوص از نظر تاريخى جالب توجه‌اند ايشان از نژاد ايرانى نيستند بلكه در اصل سريانى يا بهتر است بگوييم آشوريند و خود ايشان اين اصطلاح را به ديگر اصطلاحات ترجيح مىدهند . فرانسويان آنان را كلدانى مىخوانند . اين جماعت اخلاف پيروان قديم اسقف عيسوى نسطوريوس‌اند كه در قرن پنجم تكفير شد ، زيرا در باب الوهيت مسيح عقيدهء او بر خلاف عقيدهء عامهء ترسايان بود ، و عيسى را خدايى كه به قالب بشرى درآمده باشد نمىپنداشت ، و در نظر او شخصيت بشرى عيسى از ذات ملكوتيش ممتاز بود . هواداران نسطوريوس نخست در ايران سپس در اقطار و اقصاى آسيا پراكنده شدند و نظريات خاص فرقهء خويش را نگاه داشتند و از دست ندادند . در ساليان اخير عده‌اى از اين نسطوريان ايران به عنوان مهاجر به امريكا آمده‌اند و به اين سرزمين همچون ال‌دورادو « 1 » ى دوم مىنگرند و در اينجا به يافتن كسب و كار در دكانهاى فرش‌فروشى
هامش
( 1 ) .EldoradoياEl Dorado، نام شهرى است افسانه‌اى با ثروت بيكران . در قرنهاى 16 و 17 و قسمتى از قرن 18 مىپنداشتند كه اين شهر پرخير و بركت در قسمت شمالى امريكاى جنوبى واقع است . از اين‌رو كاشفان و جهانگردان فراوانى به آن -