تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
مىكارند و آبيارى مىكنند ، و گرنه پا نمىگيرند . تير و الوارى كه به كار مىبرند از درختهايى بدست مىآيد كه در جاهاى پرآب مىكارند ، آن هم به تعدادى كه نيازشان را برآرد . در عوض درودگران ماهرى دارند كه ناچارند تيرى را كه پهنايش دو وجب است اره كنند و تخته‌ها از آن بيرون آرند ودرى زيبا به طول دو قدم سازند و چنان در ساخت و پرداخت و اتصال قطعات آن به هم مهارت مىنمايند كه ديدن اين حال مايهء شگفتى است . پنجره‌ها و ديگر اثاث خانه را بدين‌گونه خوب مىسازند و در واقع بندها و مفصلهاى چوب را به خوبى مىتوان تشخيص داد و از اين تيرها صندوق نيز مىسازند . براى اثبات اين مطلب كه در آن ديار هيچ درختى چه بزرگ چه كوچك خواه در كوه خواه در دشت پيدا نمىشود مىگويم كه گاه بوتهء خارى يافته‌ام كه كهنه پاره‌اى از آن آويخته بوده است و اين كارى است كه مردم به نشانهء قطع شدن تب و شفا يافتن بيمار مىكنند . با اينكه خلقى عظيم در اردوى شاهى بودند هيچ‌كس ناله و شيون نمىكرد زيرا همه سرخوشند . مىخوانند و بازى مىكنند و مىخندند . راه سفر را دنبال كرديم و به شهرى رسيديم به نام اصفهان « 1 » كه در اين اواخر شهرى مهم شده است . داراى حصارى گلى و خندقى است . پيرامونش چهار ميل و با حومه ده ميل است . خانه‌هاى حومه از حيث خوبى به پاى خانه‌هاى درون حصار شهر مىرسد . در آنجا به اين نكته پى بردم كه مردم اصفهان از بس فراوانند و بسيارى از نيكمردان در ميان آنان وجود دارند و توانگر نيز مىباشند ، گاهى از پادشاه خود پيروى نمىكنند . بيست سالى پيش از آن جهانشاه « 2 » پادشاه ايران به اين شهر آمد و مردم را وادار به فرمانبردارى كرد . پس از منقاد كردن ايشان آنجا را ترك گفت . اما پس از اندك زمانى دوباره مردم شوريدند . پس او لشكرى به اصفهان فرستاد و فرمان داد كه شهر را غارت كنند و بسوزانند ، و هريك از سپاهيان در بازگشت سر بريده‌اى همراه بياورد . لشكريان اين فرمان را بدقت اجرا كردند چنان كه از كسانى كه در آن لشكركشى شركت جسته بودند شنيدم كه هركس نتوانسته بود سر مردى را ببرد ، سرزنى را بريده و موهايش را تراشيده بود تا فرمان شاه را
هامش
( 1 ) . در متنSpahamو در حاشيه اصفهان . ( 2 ) .Giansa
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 88 | جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى / منوچهر اميرى