شروانشاه پيمانى را كه با شاه اسماعيل بسته بود مىشكند و براى بار دوم دست به غارت كشور مىگشايد . دو سردار را به اين پيكار مىگمارد و خودش از « كنار » بيرون مىآيد و بسيارى از جاها و از جمله دژ بزرگ و نامى دربند را مىگشايد .
[ فصل بيست و يك ] 21
هنگامى كه اسماعيل در خوى بسر مىبرد شروانشاه « 1 » پادشاه شيروان كه خراجگزار شاه اسماعيل بود ، پيمانى كه با او بسته بود شكست . پس اسماعيل سخت برآشفت و لشكر گرد آورد و براى دومينبار به جنگ دشمن رفت . وى در نخستينبار شيروان را از شروانشاه كه بر آن فرمان مىراند گرفته و دوباره به او واگذار كرده بود ؛ زيرا شروانشاه عهد بسته بود كه از پيروان وفادارش باشد و اكنون كه مكر و نيرنگ او آشكار شده بود روبهراه نهاد تا شيروان را از او بازستاند . اسماعيل نخست به جانب قرهباغداغ « 2 » پيش راند و آن ناحيتى است كه يك هزار ميل وسعت دارد و داراى دژى بزرگ است به نام « كنار » و بسيارى از روستاهايى كه در تهيهء پارچههاى ابريشمين شهرت يافتهاند از محال و توابع « كنار » بشمار مىروند و به همين سبب آن پارچهها را به « كنار » نسبت داده و « كنارى » گفتهاند . اسماعيل در آنجا كه محلى است حاصلخيز چندين روز ماند . در « كنار » دو سردار را مأمور كارزار كرد : يكى به نام المه بيگ « 3 » و ديگرى بيرام بيگ فاتح وان ، كه چنان كه پيش از اين گفتهام داماد شاه اسماعيل بود و يكى از سه خواهر او را به زنى گرفته بود . دو خواهر ديگر يكى همسر استاجلو محمد و ديگرى عيال سلطان خليل ، حاكم حصن كيف ، شده بودند .
هامش
( 1 ) . چنان كه پيش از اين نوشتهام بازرگان ونيزى شيروانشاه را از زبان ديگران و به طعنه سرمانقلىSermangoli( شروانقلى ) نوشته است . - م .
( 2 ) . در متنCarabacdacو در حاشيهء گرى : « قرهباغداغ ، كوه قرهباغ » .
( 3 ) .Lambec