تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
بسيارى از شهرها و اميران ، فرمان اسماعيل را گردن مىنهند بجز دژى ازان ترسايان كه پنج سال ايستادگى كرد ، اما چون دژنشينان خبر مرگ الوند بيگ را شنيدند تسليم شدند . در روستاهاى نزديك اين دژ كتابهايى كه به خط لاتين و به زبان ايتاليايى نوشته شده است ، يافته مىشود .

[ فصل پانزده ] 15

در اين هنگام بسيارى از نواحى و بلاد و قلاع مطيع و منقاد اسماعيل شدند . بسى از بزرگان نيز به حضورش بار يافتند و فرمانش را گردن نهادند ، قباى سرخ پوشيدند و دستش را بوسيدند ؛ همه سوگند وفادارى ياد كردند بجز كوتوال دژى به نام النجق « 1 » كه به مسافت دو روز راه از تبريز است . اين دژ و دوازده روستاى پيرامونش محل سكونت مسيحيان ارتودوكس است كه « بطريق » ايشان هر سال دو تن از كسان خود را با هديه‌اى از بخور نزد پاپ مىفرستد . آن قوم به زبان ارمنى نيايش مىكنند و به كار بردن زبان ايتاليايى در ميان ايشان متروك شده است . در اين روستاها بسيارى از نسخه‌هاى خطى و كتابها به زبان ايتاليايى يافته مىشود . هنگامى كه من در تبريز بودم دو جلد از آنها را نزد من‌آوردند كه يكى دربارهء نجوم و ديگرى در باب دستور زبان بود . ايشان نيز مقاديرى بسيار رنگ « قرمز » مىسازند . چنان كه پيش از اين گفته‌ام آن دژ از آخرين دژهايى بود كه به ترسايان تعلق داشت ، مسيحيانى كه مدتى است زبان اصلى خود ايتاليايى را فراموش كرده‌اند .
هامش
( 1 ) . در متنAlangiachana. گرى در حاشيه مىنويسد « شايد النجه كه واقع است در نزديك مراغه در كنار رودخانهء كوچكى كه به درياچهء اروميه مىريزد ، اما زنو مىنويسد كه در شمال تبريز است » . بر آنچه گرى نوشته است بايد افزود كه اولا نام اين دژ النجه نيست ، النجق است . ثانيا دو النجق داريم يكى در مراغه كه گرى از آن به عنوان النجه ياد مىكند ، ديگرى در مرند . - م .