تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
حسن بيگ فرستاد كه آسوده و ايمن در ملطيه مستقر شده بود . او نيز چون در جنگ تلفات فراوان داده بود پاره‌اى از اميران را به ايران بازگرداند تا براى نيرومند كردن لشكرش هرقدر كه بتوانند سپاه گردآورند . از اين گذشته با بىصبرى منتظر رسيدن توپخانه‌اى بود كه دولت فخيمهء ما فرستاده بود ، ولى چه سپاهيان پشتيبان و چه توپهاى ونيزى با سرعتى كه مقتضاى زمان بود نرسيدند ؛ حال آنكه لشكر عثمانى كه به خوبى مجهز به توپخانه بود بموقع به مرزهاى ايران رسيد . حسن بيگ از اين ماجرا نگران شد اما ناگزير در حالىكه هر ساعت چشم‌براه رسيدن قواى امدادى ايرانيان و توپخانهء ونيزيان بود همچون شاهان بزرگوار بر آن شد كه با لشكرى كه همراه خود داشت با دشمن روياروى شود . عدهء سپاهيان او بيست و چهار يا بيست و پنج هزار تن ، و ازان عثمانيان سى و شش هزار تن بود . دشمن در يك سوى ملطيه استقرار يافته بود و حسن بيگ در سوى ديگر زيرا او به مسافت نصف روز راه به محلى واقع در ميان ملطيه و توقات عقب‌نشينى كرده بود و اين محل براى عمليات نظامى بسيار مناسب بود . عثمانيان او را دنبال كردند و در آنجا با دلاورى فراوان بر وى حمله بردند و هريك از دو طرف از خود شهامت نشان داد . پس از آنكه خلقى بيشمار از هر دو فريق طعمهء تيغ بيدريغ شدند حسن بيگ شكست خورد و ناگزير به كشور خود ايران عقب‌نشينى كرد و دست از آن سه شهر برداشت . چون به تبريز رسيد فرمود مجالس عيش و سرور برپا شود و از شكست خود چندان تنگدل نبود زيرا چيزى در قلمرو خود از دست نداده بود . پس از مدتى ، جنگ با سلطان قاهره اتفاق افتاد . و حسن بيگ با قواى معتنابهى به كشور دياربكر رهسپار شد . سلطان قاهره با مماليك و لشكرى جرار از اتباع خود فرات را گذاره كرد و اورفه را گرفت و با فراغ بال در آنجا دست به ويرانى و غارت گشود زيرا حسن بيگ هنوز به آنجا نرسيده بود . حسن بيگ كه در آن هنگام در « آمد » « 1 » و سرگرم جمع‌آورى سپاه بود تا به مماليك حمله برد همين‌كه از خبر افتادن اورفه به دست دشمن آگاه شد شتابان به اورفه رفت و با چنان خشمى بر اردوگاه مماليك تاخت كه تقريبا همه تارومار شدند و بقية السيف ايشان ناچار بار
هامش
( 1 ) . در متنAmitو در حاشيهء گرى : « آمد دياربكر ، نگاه كنيد به سفرنامهء زنو ، ص . 220 » .