سلطان عثمانى به تهيهء مقدمات جنگ بر ضد حسن بيگ و كالويوحنا مىپردازد و ايشان سفيرانى به واتيكان مىفرستند و درخواست پيمان بستن و فرستادن توپ مىكنند . در ضمن سلطان عثمانى پاشايى را با لشكرى مىفرستد تا در ايران تاختوتاز كند .
حسن بيگ به جنگ او مىرود و او را در نبردى شكست مىدهد .
سلطان عثمانى لشكرى ديگر گرد مىآورد و به پيكار او مىفرستد و وى را مغلوب مىكند . سپس حسن بيگ به تبريز بازمىگردد . پس از چندى به جنگ سلطان مصر كه شهر اورفه را از او گرفته بود مىرود و نزديك آن شهر وى را شكست مىدهد .
[ فصل ده ] 10
در سال 1472 م . [ 876 / 877 ه . ق . ] سلطان عثمانى چون از عهد و پيمان ميان حسن بيگ و پادشاه طرابوزان نيك آگاه شد از اين كار سخت برآشفت و آزردهخاطر شد . بر آن شد كه قدرت و شهامت آن دو پادشاه را بيازمايد . ازاينرو لشكرى گران گردآورد تا به جنگ ايران رود . چون اين خبر به حسن بيگ رسيد او نيز كه مانند سلطان عثمانى از كار حريف برآشفته بود به همهء اميران خود فرمان داد كه سپاهيان خود را با سرعت هرچه تمام گردآورند زيرا پادشاه طرابوزان او را از مقدمات مفصلى كه سلطان عثمانى براى جنگ با ايشان فراهم مىكرد آگاه ساخته بود . چنين مىنمايد كه كالويوحنا بستگانى در ونيز داشت يا با پارهاى از بزرگان آن سامان دوستى نزديك داشت . ازاينرو حسن بيگ با پدرزن خود همداستان و بر آن شد كه آنچه لازمهء كوشش است بجاى آرد . پس دو سفير به ونيز فرستاد و از دولت ونيز درخواست بستن پيمان كرد تا بتوانند سلطان عثمانى را كه دشمن ايشان بود بر جاى خود نشانند و وى را چنان كه شايستهء گستاخيش بود گوشمال دهند . چنان كه شنيدهام سفيران توپ و تفنگ خواستند ، و دولت فخيمهء ما براى دفاع از پادشاه طرابوزان هرچه سفيران مىخواستند به ايشان داد ، و مقدمشان را سخت گرامى شمرد . پس از آنكه كشتيى حامل توپهاى فراوان آمادهء حركت شد فرستادگان در آن نشستند تا به فرمان مخدوم خود به غزه « 1 » بروند .
هامش
( 1 ) .Giazsa