تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
مىشود مانند كلم و كاهو و سبزى خوردن و ديگر سبزيها نظير آنچه در ونيز بدست مىآيد ، چون شلغم و هويج و پيازچه و مرزنگوش و جعفرى و اكليل كوهى . در تبريز برنج بسيار ، و گندم و جو فراوان است . از اينها كه بگذريم بايد دانست كه در تبريز عدهء فراوانى از ايرانيان و تركمانان بسر مىبرند و همچنين كوليهايى كه از هواداران فرقهء صفوى بشمار مىروند و مانند بقيهء مردم قباى سرخ مىپوشند . عدهء بالنسبه فراوانى از ارمنيهاى مسيحى در تبريز اقامت دارند اما از تبريز گذشته هيچ فرد عيسوى از هر مذهب و آيين كه بجويى نمىيابى . يهوديان در تبريز نيز هستند اما از مقيمان دائمى آن سامان بشمار نمىروند ؛ همه بيگانگانى هستند كه از بغداد و كاشان « 1 » و يزد « 2 » به تبريز آمده و از اتباع صفويانند و مانند ديگر بازرگانان بيگانه در كاروانسراها « 3 » بسر مىبرند . دربارهء مردم تبريز چيزهاى شگفت‌انگيز خواهى شنيد . مردان آن ديار بلندقامت‌تر از مردان كشور ما هستند . بسيار جسور و گستاخند ؛ به ظاهر تندرست و نيرومند و دلير و مغرور . زنان در مقام قياس با مردان كوتاه‌قامتند و از سپيدى چون برف . پيراهن زنان همان است كه بوده است ، جامهء مخصوص زنان ايرانى سينه‌باز است و پستانها و حتى پيكرشان را كه از سپيدى مانند عاج است نشان مىدهد . تمام زنان ايرانى بخصوص زنان تبريزى تردامنند « 4 » و قباى مردان دربر مىكنند و آن را بر سر مىكشند و سراپاى خود را بدان مىپوشانند . اين قباها ابريشمين و پاره‌اى از آنها از قماش سرخ يا پشم ، يا مخمل و يا پارچه‌هاى زربفت دوخته شده است ، بسته به وضع و حال پوشنده . مقدارى از پارچه‌هاى مخمل و زربفت را از بروصه و كافا مىآورند . در تبريز و در سراسر ايران راه و رسم تيولدارى برقرار است و همه رسومات و عوارض راهدارى و گمرك و ماليات را تيولدار وصول مىكند . رسم نكوهيده‌اى نيز
هامش
( 1 ) .Kassan( 2 ) .Iesede( 3 ) . در متنAlcharan sardariو در حاشيهء گرى كاروانسراى . ( 4 ) . معلوم نيست كه محرك بازرگان گمنام ونيزى در ايراد چنين تهمت و افتراى ناروايى به زنان ايران و از جمله تبريز آن زمان چيست ؟ اصولا صدور حكم كلى در مسائل اخلاقى بخصوص تعميم يك صفت نكوهيده در مورد افراد يك قوم يا جامعه كارى است دور از عقل و منطق بلكه گناهى نابخشودنى است كه انگيزه‌اى جز نادانى يا دشمنى و غرض‌ورزى نتواند داشت . - م .