تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
است . در سوى مغرب دشتى ديگر قرار دارد كه چندان پهناور نيست و به مسافت سه ميل از شهر امتداد مىيابد . هواى تبريز چنان سازگار است كه مردم را برمىانگيزد كه با طيب خاطر در آنجا رحل اقامت افكنند و حظ وافر برند . من در آنجا كسى را نديدم كه مزاجش از اعتدال منحرف شده باشد . تقريبا همه گوشت گوسفند مىخورند كه طعمى بسيار لذيذ دارد . گوشت گاو در آنجا بسيار بد است . مردم از آن كم مىخورند . شراب اندك است ، با اين همه گاه شراب سرخ و شراب سفيدى كه طعمش چون مزهء « مامزى « 1 » » است يافته مىشود . ماهى نيز فراوان است و آن را از درياچه‌اى « 2 » مىگيرند كه مسافتش تا تبريز يك روز راه و آبش مانند آب وسطان و وان شور است . طعم اين ماهى طبيعى نيست بلكه بويى غريب دارد و مزهء گوگرد مىدهد . ماهى خاويار فراوان به تبريز مىآورند كه از ماهيهاى درياى روم كوچكتر و با اين همه سخت خوب است . خاويار لذيذ نيز يافته مىشود كه آن را مانند ماهى خاويار از درياى مازندران مىآورند كه تا تبريز نه روز راه است ، از دژى به نام محمودآباد . از آن دريا . . . « 3 » تازه به بزرگى جثهء آدمى بدست مىآيد و چنان خوب است كه گوشت آنها از گوشت كبك بهتر است اما تنها در بهار مىآيند زيرا فصل آنها فقط دو ماه است . ميوه‌هاى عادى در تبريز مانند ديگر جاهاى دنيا يافته مىشود . گردو و فندق و امثال آن كم است . زيتون بسيار لذيذ و سيب هست ، اما نارنج و ليمو به عمل نمىآيد . اين ميوه‌ها را كه در بهار بدست نمىآيد از گيلان « 4 » مىآورند كه شهرستانى است كوچك بر كرانهء جنوبى درياى مازندران و تا بيست و پنج ميل از ساحل دريا كشيده شده است . تبريز نيز به باغهاى متعددى آراسته است كه گياهان عادى در آنها يافته
هامش
( 1 ) . به انگليسىMalmseyنوعى انگور شيرين كه نخست در يونان پرورش يافته و از آنجا به ديگر نقاط برده شده است . - م . ( 2 ) . مراد درياچهء اروميه است كه آجىچاى [ - تلخه‌رود ] كه از نزديكى تبريز مىگذرد به آن مىريزد . ( 3 ) . در متن انگليسى جاى اين كلمه خالى است . همين‌قدر از قراين پيداست كه نام جانورى دريايى از قلم افتاده است . ( 4 ) . در متنChilanو در حاشيهء گرى گيلان .