مىرفت . اين سنگر را در يك شب ساختند ، و هنگامى كه مىخواستند يكى از توپها را آتش كنند آن را بالا مىبردند و پس از تيراندازى آن را پايين مىآوردند .
بههرحال بسيارى از دو طرف كشته شدند . از پيش از سپيدهدم تا غروب آفتاب مهاجمان سازهاى جنگى مىنواختند . تا مدت دو ماه كه من در آنجا بودم پيوسته جنگ و ستيز در كار بود چنان كه اين شهر نگونبخت به حال نيمه محاصره درآمده بود . سپاهيان و مردمانى كه به جنگ مىآمدند موجب اغتشاش و آشفتگى فراوان مىشدند . استاجلو محمد با اين وضع مدارا مىكرد تا براى پرداختن مزد لشكريان پولى فراهم آورد .
اين شهر پيوسته امارت جداگانهاى بشمار رفته ، ولى هميشه تابع پادشاه ايران بوده است ؛ براستى هم ساكنانش مردمى بسيار خوب و شايسته به نظر مىرسند .
سوداگران و زنان زيبا در اين شهر بيش از شهرهاى ديگر دياربكر است . بيرون از شهر چهار حومه وجود دارد چنان كه برايتان نقل خواهم كرد . در مشرق در كوهى كه زير دژ است عدهاى غار ديده مىشود كه كافى است شهرى را تشكيل دهد . پايينتر از شهر ، شهر ديگرى است با خانههاى بسيار بزرگ . در آن سوى رودخانه ارتفاعاتى است كه بسيار بالاتر از سطح شط قرار گرفته و پر است از غارهايى كه در آنها كندهاند با اتاقها و كاخها و پلكانهاى بسيار « 1 » ( از اين پلهها به كنار رودخانه فرود مىآيند و آب برمىدارند ) و اين منازل از ديگر خانهها بهتر است . نزديك اين محل قسمت ديگرى از حومهء شهر قرار دارد كه در آن خانهها و بازارى باشكوه و « خان » « 2 » ها براى اقامت بازرگانان ساختهاند . اگر از اين بازار بخواهى به شهر به روى بايد از رود
هامش
( 1 ) . از صحن قلعهء كهنه در انتهاى شرقى شهر جديد راه سرپوشيدهء عجيبى است كه داراى پلكان مارپيچ دويست پلهاى مىباشد و در دل تختهسنگها احداث كردهاند كه منتهى به ساحل رود مىشود .
اندكى بالاتر بقاياى پلكانى مشابه ديده مىشود كه مانند پلكان نخستين ظاهرا براى مردم شهر ساختهاند تا بتوانند از آب دجله بهرهمند شوند . در جاهايى كه پلكان در معرض حملهء دشمن از رو بهرو بوده است سوراخهاى بيشمار ديده مىشود كه شايد بر اثر پرتاب تير پديد آمده باشد . اين تيرها را به جاهايى كه در معرض ديد دشمن بوده است پرتاب مىكردهاند تا ارتباط مردم را با رودخانه قطع كرده باشند .
( 2 ) .Chanبايد خان باشد كه در دياربكر به كاروانسرا گفته مىشد . - م .