همچنين يك خمپارهانداز برنزى كه چهار دهانه داشت و از ماردين آورده بودند ، و پيوسته آن را در برابر در قلعهء آن شهر نگاه مىداشته بودهاند ، به كار نيامد .
اين خمپارهانداز را در آن كشور ، در زمان يعقوب سلطان و به فرمان او ريخته بودند .
من هنگامى كه در حصن كيف بودم چندينبار رفتم تا ببينم كه آن خمپارهانداز را چگونه آتش مىكنند و با آن چگونه مىجنگند . استاجلو محمد خمپارهانداز ديگرى نيز داشت كه جوانى ارمنى آن را به سبك عثمانيان يكپارچه ساخته بود . قنداق آن نصف طول خمپارهانداز بود و لولهاش داراى پنج دهانه بود . لشكر خان استاجلو فقط همين دو خمپارهانداز را براى بمباران كردن دژ داشتند و در قلعه سلاح آتشينى جز سه چهار تفنگ عراق عجمى وجود نداشت . اين تفنگها داراى لولههاى كوچكى بودند كه با تدبيرى آنها را به قنداقها نصب كرده بودند . اين تفنگها به اندازهء تفنگهاى آركبوز « 1 » است و بردشان بسيار زياد است . ايشان نيز كمان زنبوركى « 2 » داشتند كه به شكل كمانهاى شاخى بود اما عمدا آنها را محكمتر از كمانهايى ساخته بودند كه با دست كشيده مىشود و داراى دستهاى است با آلتى كه با آن زه را مىكشند ، شبيه آنچه ما به كار مىبريم . در اين كمانها به جاى مهره قطعهآهنى تعبيه كردهاند . تيرهاى اين كمانها باريك و دراز و به اندازهء نصف طول كمان است . مانند تيرهاى عثمانيها پر دارد ، و نوكشان تيز است و مسافتى عظيم طى مىكنند . از اين كمانها تقريبا بيست تا در يكى از اين قلعهها بود ؛ گمان مىكنم در دژ كوچكتر ديده باشم .
در اين شهر تپهاى است كه بر روى آن بارويى از چوب و تير ساختهاند ، در پس اين بارو عدهاى از مردان با فلاخن ، آتش به قلعه پرتاب مىكنند ، همچنانكه دژنشينان همين معامله را با مردم شهر انجام مىدهند . اين بارو را بر بلندترين نقطهء شهر ساختهاند و از آنجا سنگهاى فراوان پرتاب مىكنند . آن دو توپى را كه گفتم متوجه دژ كردند تا گروههاى ديدهبانى را درهم كوبند و با اين كار گزند بسيار به دژنشينان رساندند و باعث شدند كه عدهء فراوانى از مردم كشته شوند . همچنين ديوارى از تعداد بسيارى تيرهاى بزرگ ساختهاند كه مانند جسر بالا و پايين
هامش
( 1 ) .Arquebuse( 2 ) .Crossbow