تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
بر آن فرمانرواست . اين مرد يكى از خواهران سلطان شيخ اسماعيل را به همسرى برگزيده و رئيس امراى كرد آن سامان است . محيط اين شهر چهار يا پنج ميل و در پاى كوهى بلند داراى استحكامات است و رود عظيم دجله « 1 » در سمت روبه‌روى كوه جارى است . شهر را در ميان كوه و رود ساخته‌اند و نفوسى بيشمار از مسلمان و ترسا و يهود دارد ، مردمانى همه توانگر و تاجرپيشه « 2 » . من دو ماه در اين شهر ماندم زيرا راه تبريز را برف سنگين بسته بود . من در اين مدت نتوانستم به ميل كسانى كه با من مكاتبه و دادوستد داشتند به آن شهر عزيمت كنم . استاجلو محمد با لشكرى از ده هزار تن ، در حصن كيف بود ، زيرا سلطان خليل خويشاوند « 3 » شاه اسماعيل چنان كه پيش از اين گفته‌ام فرمانرواى آن ناحيه بود ، اما پيرو اسماعيل نبود ، زيرا كه كرد بود و كردها ياغى و سركشند ؛ اگرچه قباى سرخ « 4 » مىپوشند در دل هوادار
هامش
ادساCount of Edessaو ژوسلن دو كورتنهJocelyn de Courtenayبه دست جكرمشDejekermishو سوكمنSoukmanكه به دستگير شدن آن دو امير منجر شد ، ژوسلن را به اسارت به حصن كيف فرستادند ؛ حال آنكه در موصل به اذيت و آزار بالدوين پرداختند . عاقبت ايشان در مقابل پرداخت مبلغ معتنابهى فديه آزاد شدند ، اما به دست بلكBalakپور بهرام پور ارتق افتادند كه ايشان را در خرپوت محبوس كرد . شهر جديد واقع است بر فراز صخره‌اى پرنشيب و تقريبا دور از دسترس همه . در انتهاى شرقى آن دژ كهنه‌اى است كه ارتقيها بر روى ويرانه‌هاى بنايى بس قديم‌تر ساخته‌اند . در دشتى كوچك در دامنهء كوهى كه در اينجا تا ساحل دجله پيش رفته است خرابه‌هاى شهر قديم به همان نام باقى است كه تختگاه سلاطين ارتقى و ايوبى بوده است . پلى معظم كه داراى سه طاق بزرگ و سه طاق كوچك نوك‌تيز مىباشد و اكنون رو به ويرانى نهاده است بر روى رود ، در محلى متصل به شهر ، ساخته بودند . اما ديدنىترين آثار و ابنيهء آن ديار هزاران مغاره است كه تا سه ميل در يك سمت كشيده شده و در اطراف شش دره قرار گرفته است و اين دره‌ها باريك و از يكديگر جداست و اين غارها در تپه‌هايى كه در سمت مشرق و گرداگرد شهر امتداد دارد پديد آمده است و رديف روى رديف در خطوط موازى تا نوك تپه‌ها ديده مىشود . هر غارى با غار ديگر به وسيلهء پلكان و كوره‌راههاى تنگ جناغى ارتباط دارد . اين راهها و پلكانها از بلندترين تا پست‌ترين نقطهء تپه‌ها كه موازى با دشت است كشيده شده است . به همين ترتيب آب بالاى تپه‌ها را با مجرايى باريك كه از هر غارى مىگذرد در دسترس غارنشينان قرار داده‌اند . ( 1 ) . در متنSet( - شط ) و در حاشيه دجله است . ( 2 ) . اكنون دهكدهء محقرى است كه تنها يكصد و پنجاه خانوار دارد . ( 3 ) . داماد شاه اسماعيل . ( 4 ) . به انگليسىred Caftanكه معنى آن قباى سرخ است (Caftanمأخوذ از خفتان فارسى است ) و اين اشتباه است زيرا شاهان صفوى و پيروان و سپاهيان ايشان كلاه سرخ مخصوصى بر سر مىنهادند كه -