تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
برانداز كردن بلندى قلعه وحشت‌انگيز است زيرا دراين‌حال دژ چنان دور مىنمايد كه رنگ آن در رنگ آسمان محو مىگردد و اين منظره را مىتوان بيشتر در دشت در سمت مشرق ، پايين‌تر از شهر ، مشاهده كرد . اين دشت از اورفه آغاز و تا بغداد كشيده مىشود و سپس تا جزيره امتداد مىيابد . بزرگى و پهناوريش حيرت‌انگيز است . سكنهء ارمنى مسيحى و يهود اين شهر بمراتب بيش از مردم مسلمان است . پيروان هر فرقه در پرستشگاه جداگانه آيين مذهبى خود را بنا بر مراسم خود بجا مىآورند . اگر از اين شهر تا دو روز به سوى مشرق سفركنى مىرسى به شهرى كه نامش جزيره « 1 » است و سكنهء آن از نوع همان مردمانى است كه در ماردين بسر مىبرند ، بعلاوهء كردها و بسيارى نژادهاى ديگر . اين شهر در جزيره‌اى قرار دارد . رود دجله در اين ناحيه پهناور مىشود و از كنار كوه ديگرى مىگذرد كه اينك در آنجا سرگرم ساختن دژى نيكو مىباشند . حاكم اين شهر كرد است اگرچه زيردست استاجلو محمد بيگ است . هر نعمتى كه بخواهى در جزيره به مقدار فراوان يافته مىشود . مناسب ديدم كه از اين شهر نيز ذكرى به ميان آورم اگرچه بر سر راه مستقيم دياربكر به تبريز نيست ، بلكه بر سر راه مشرق و بر دست راست مسافر قرار دارد . اما اگر مستقيما راهى را كه به تبريز مىرود دنبال‌كنى مىگويم كه به مسافت چهار روز راه از شهر سابق الذكر ماردين به شهرى ديگر مىرسى به نام حصن كيف كه شهرى شاهانه و مدينهء اعظم ايالت دياربكر است و اميرى كرد به نام سلطان خليل « 2 »
هامش
( 1 ) . جزيره ، بر ساحل رود دجله جانشين دژ قديمى بزابداBezabdaاست كه تا يورش تيمور شهر مهمى بشمار مىرفت ؛ اما تيمور اين شهر را گرفت و ويران كرد . جزيره مركز عمدهء اتابكان بود و خرابه‌هاى قلعهء شهر هنوز باقى است [ نام كامل جزيره ، جزيرهء ابن عمر است و بزابدا نام دژ معروف رومى آن است كه امروز « بازبدا » خوانده مىشود . ر . ك . لسترنج ، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ترجمهء عرفان ، ص . 101 ] . ( 2 ) . در متنCalil. گرى در حاشيه چنين مىنويسد : « مراد سلطان خليل ايوبى است كه هنوز گورش در آنجا باقى است . حصن الكهف يا حصن كيف [ يا حصن كيفا ] به مسافت سه روز و نيم راه است از رذوانيسRedhwanisكه پروكوپيوسProcopiusاز آن به عنوان كيفاسCiphasياد مىكند . حال آنكه يكى از مؤلفان ارمنى كه كتابى دربارهء جنگ صليبى اول نوشته است اين شهر را به عنوان هرسنكوHarsenko( حصن كيف ) مىخواند و مىنويسد كه پس از شكست بالدوين دو بورگBaldwin du Bourgكنت -
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 389 | جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى / منوچهر اميرى