تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
پايدارى مردم به تصرف درآورد ، زيرا اهالى شهر به طيب خاطر تسليم شدند . هنگامى كه استاجلو در ماردين بود علاء الدوله به سوى اورفه پيشروى كرد و كوشيد تا آنجا را بگيرد . در روستاهاى پيرامون شهر به قتل و غارت پرداخت و تهديد كرد كه دمار از روزگار شاه اسماعيل برخواهد آورد . شاه به سركوب علاء الدوله شتافت چنان كه شرح آن در وقت و جاى مناسب خود بيايد تا كسانى كه مايل به شنيدن داستان آغاز كار سلطان شيخ اسماعيلند خرسند شوند .
هامش
چنين مىنمايد كه ساختمانها پلكان‌وار يكى روى ديگرى ساخته شده است . جمعيت ماردين قريب 000 ، 11 تن است كه يكهزار و پانصد تن ارمنى و دويست تن يهودى و بقيه ترك و تازى و كرد هستند . ارمنيها در اين شهرچندين كليسا دارند ، و يك بطريقPatriarchكه در رم درس خوانده است ؛ مردى است سخت آگاه كه حتى مورد احترام فراوان نيز هست . باروى شهر را نسبتا خوب تعمير كرده و چند توپ كهنه بر برجهاى دژ قرار داده‌اند كه اكنون سخت رو به ويرانى نهاده و از زمانى كه قلعه به دست تيمور افتاده هرگز كاملا مرمت نشده است . ماردين از موصل تقريبا چهل و شش فرلانگFurlong[ تقريبا نه كيلومتر و نيم ] و از دياربكر هيجده فرلانگ [ تقريبا سه كيلومتر و نيم ] فاصله دارد . ماردين شهر مرزى پاشاليق [ پاشايى ، منسوب به پاشا ] بغداد ، و بر سر راه بغداد به قسطنطنيه قرار دارد . حاكم آن مسلمان است و از طرف پاشا تعيين مىشود .