تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
در تمام كشورها و شهرستانها و شهرها و دژهاى بين راه حلب و تبريز ، و از تبريز گرفته تا دربند و كرانه‌هاى درياى مازندران ، من مدتى بسر برده و دادوستد كرده‌ام چنان كه شرح آنها بيايد . به مسافت دو روز راه از بيره ، شهر بزرگى قرار دارد به نام اورفه « 1 » كه به قول سكنه و تواريخ آن سامان نمرود « 2 » بزرگ‌بارويى بر گردش كشيد ؛ و در واقع مردم ديوارهاى كهنى را نشان مىدهند به شعاع ده ميل بىآنكه خندقى پيرامون آنها باشد . در درون شهر دژى باشكوه قرار دارد با ديوارهايى عظيم و عريض ، اما باز بدون خندق و در داخل قلعه دو ستون زيباى بلند ديده مىشود به بلندى ستونهاى شهر ونيز در ميدان سان ماركو ( حضرت مرقس ) « 3 » كه مىگويند نمرود بتهاى خود را بر فراز آنها نهاده بود و آن ستونها مانند روز اول راست و استوار برپاست . « 4 » در اين شهر بقعه‌اى است كه در آنجا پدر ما ابراهيم مىخواست پسر خود اسحق را در راه خدا قربان كند . مىگويند كه در اين محل در آن زمان چشمه‌اى مىجوشيد با آبى زلال و چندان پرآب بود كه مىتوانست هفت آسيا را بگرداند و روستاهاى پيرامون را
هامش
( 1 ) . اورفه كه در قديم جانشينان اسكندر آن را ادسا خوانده‌اند همان است كه در ادوار بعد به رهاRohaمعروف شده است . اورفه يكى از مستعمرات روم و يكى از پايگاههاى مهم روميان بر ضد پارتيان بود . در دوران جنگهاى صليبى اقامتگاه خاندان كورتنهCourtneysبود كه از كنتهاى ادسا بودند و صلاح الدين ايوبى اين شهر را از ايشان گرفت . تيمور در 1426 م . [ 829 / 830 ه . ق . ] آنجا را غارت كرد و اين شهر اكنون تابع عثمانى است . كينيرKinneirدر يادداشتهاى جغرافيايى ايرانGeographical Memoir of Persiaمىنويسد : « اين شهر در سرزمينى لم‌يزرع به مسافت سى و هفت ميل و دويست و سى و دو ميل از دياربكر قرار دارد . بر گرد شهر بارويى از سنگ كشيده‌اند . براى دفاع از شهر ارگى در آن ساخته‌اند . خندق را كه عريض و عميق است با شكافتن سنگها پديد آورده‌اند و به گاه ضرورت با آب رودخانه اسكيرتوسScirtusپر مىكنند خانه‌ها خوش‌ساختند و مىگويند عدهء مردم شهر كه از ترك و تازى و ارمنى و يهود و نسطورى تركيب يافته است بالغ بر بيست هزار تن است . مهمترين مايهء زينت شهر مسجدى است باشكوه كه وقف بر حضرت ابراهيم است و كليساى بزرگ ارمنيان كه اكنون رو به ويرانى نهاده است . بر فراز كوهى مشرف و چيره بر ارگ شهر خرابه‌هاى بنايى ديده مىشود كه عربها آن را قصر نمرود خوانند و نيز چندين ساختمان زيرزمينى شگفت‌انگيز در آنجا وجود دارد كه ظاهرا متعلق به عهدى بسيار كهن است . » ( 2 ) . در متنNembrothو در حاشيهء گرى نمرود . ( 3 ) .Piazza of st . Mark( 4 ) . چارلز گرى در آخر كتاب يادداشتى دربارهء شهر « اورفه » نوشته است : « اين ستونها هنوز برجا و داراى سنگ‌نوشته‌هايى است كه ظاهرا به زبان فنيقى است . »