ارزنجان « 1 » بودم و چهل روز در آنجا ماندم و بعد در چمشكزك « 2 » . آنگاه رود فرات را گذاره كردم و به كشور علاء الدوله رفتم . در هنگامى كه اسماعيل با شماخى « 3 » و كشور شيروان « 4 » مىجنگيد من نيز حضور داشتم . در تبريز نيز زمانى كه شيخ اسماعيل با لشكر خود به آنجا بازمىگشت حاضر بودم . با اين همه هنگامى كه همان شاه اسماعيل نزديك دياربكر سرگرم جنگهايى بود و پيروزيهايى بدست مىآورد ، من غايب بودم . مع هذا به شرح آنها مىپردازم زيرا وقايع را از كسان مختلفى كه در آن ماجراها حضور داشتهاند شنيدهام و اين كار براى من آسان بود زيرا زبانهاى عجمى « 5 » و تركى و عربى را به خوبى مىدانم .
هامش
( 1 ) . در متن ارسنجانArsinganكه گرى در حاشيه مىنويسد : « ارزنجانErzinjan، ر . ك . سفرنامهء كاترينو زنو » .
( 2 ) . در متنCimischasac. گرى در حاشيه مىنويسد : « چيميش گزكTchimish Gazakيا زادگاه زيميسكسZimiscesكه ارمنيان او را همان هيراپوليسHierapolisمىنامند ، اگرچه نام كنونى آن را به مناسبت زادگاه زيميسكس امپراتور بوزنطيه ( بيزانس ) به همين اسم معمول امروزى مىخوانند . اين شهر امروز پنج هزار تن نفوس دارد ، و بقايايى از دوران امپراتورى روم در آن ديده نمىشود .
( 3 ) . در متنSirmacchiaو در حاشيهء گرى شماخى .
( 4 ) . در متنSirvanو در حاشيهء گرى شيروان .
( 5 ) . در متن عجمىAjemiو در حاشيهء گرى عراق عجم .