مرز قلمرو شاه صفوى تا رود فرات « 1 » يكصد ، و از آنجا تا خرپرت هشتاد ميل و تا آمد پنجاه ميل و از آنجا تا بدليس دويست و چهل ميل و از بدليس تا درياچه « 2 » پنجاه ميل و درازاى درياچه يكصد ميل است . از آنجا تا خوى « 3 » پنجاه ميل و از خوى تا تبريز هفتاد و پنج ميل است . از اين سر قلمرو صفويان تا آن سر يعنى تا تبريز هفتصد و چهل و پنج ميل و تا قسطنطنيه بر روى هم 1395 ميل است .
پس از عبور از توقات به سيواس و از آنجا به روستاهاى ارزنجان « 4 » فرود آمد و غنيمتهاى فراوان برگرفت و بسيارى از مردم را به آماسيه و قسطنطنيه فرستاد كه بيشتر صنعتگران و كارگران آزموده بودند يا مردان والاجاه .
شاه اسماعيل كه در تبريز بود همينكه اين خبر بشنيد چون هنوز لشكرش در خراسان بود بر آن شد كه سپاهيانى هرچه بيشتر فراهم آورد ، ازاينرو بشتاب دو تن از سرداران بزرگ خود را - يكى به نام استاجل محمد بيگ « 5 » و ديگرى به نام ساروپيره « 6 » - به دياربكر فرستاد و ايشان قريب بيست هزار سپاهى گردآوردند و با سپاهيان در گدارهاى فرات روان شدند . اما چون شنيدند كه سلطان سليم با لشكرى عظيم مىآيد خود را در جنگيدن با او به حد كافى توانا نديدند و به خوى بازگشتند كه در آنجا دره يا دشتى است پهناور به نام چالدران . در آنجا درنگ كردند و شاه اسماعيل به تن خويش به ايشان پيوست . هنگامى كه در آنجا بودند سلطان عثمانى همچنان پيشروى مىكرد تا به جايى رسيد كه از چالدران چندان دور نبود ، و در طى راه دست به تاراج كردن و سوختن روستاها گشود . پادشاه صفوى از خوى به تبريز رفت تا سپاهيانى بيشتر گردآورد . آن دو سردار چون نزديك شدن دشمن را ديدند بر آن شدند كه بر او بتازند . از سوى ديگر سلطان عثمانى كه آذوقهء لشكرش
هامش
( 1 ) . يعنى تا گوميش كنانهGumish Knaneh.
( 2 ) . فاصلهء درياچه وان در نزديكترين نقطه تا بدليس از بيست ميل هم كمتر است .
( 3 ) . مسافت خوى تا درياچهء وان نزديك به يكصد ميل است .
( 4 ) . اين كوتاهترين و مستقيمترين راه از توقات تا ايران است و به كلى غير از راهى است كه هماكنون ذكر شد .
( 5 ) .Stugiali Mametbei( 6 ) . در متنCarbec Sampiraكه چنان كه پيش از اين نوشتهام همان ساروپيره مذكور در احسن التواريخ روملو است . - م .