پيروزى چندين جاى ديگر را تسخير كردند . چون اين خبرها به شاه اسماعيل رسيد كه با لشكر خود در كورالدوه « 1 » بود بيدرنگ روى به راه نهاد تا با آن سبزپوشان درافتد و ايشان را دنبال كرد و از سرزمين خراسان تا آن سوى چاررود « 2 » نزديك كوههاى مجاور درياى خزر بيرون راند . در آنجا جانب حزم رها نكرد و از تعقيب ايشان دست برداشت و به چيرازو بازگشت . يكى از فرزندان خود را كه چهارساله بود با يكى از سرداران خردمند و دلير خود در آنجا گماشت . سپس خود به تبريز رفت ، و همهء لشكر خويش را از بيم بازگشت تاتاران بر جاى گذاشت .
هامش
( 1 ) .Coraldava( 2 ) . در متنEfraو در حاشيهء گرى « جارودJarood» . به موجب پيمان صلحى كه بين شاه اسماعيل و ازبكان منعقد شد مرز ميان ايران و قلمرو ازبكان جيحون يا آمودريا بود . به عقيدهء دكتر نوايى جارود بايد همان چاررود يا چهاررود يا چهارجوى باشد كه ذكر آن در لسترنج نيز آمده است . - م .