آگاه شد تا رودخانهاى به نام افرا « 1 » عقب نشست كه در قديم ياريت « 2 » خوانده مىشد و از درياچهاى به نام درياچهء خراسان « 3 » سرچشمه مىگيرد . در ميان رود شهرى نهاده است به نام چيرار « 4 » كه تاتاران در آنجا موضع گرفته بودند و از آنجا به سوى صفويان پيشروى كردند و پس از رسيدن ايشان نزديك لشكر ايران اردو زدند و آمادهء جنگ شدند . آنگاه صفويان در سه ستون صفآرايى كردند . سركردهء ستون نخستين بايرام بيگ « 5 » امير شماخى بود و سردار ستون دوم استاجلو « 6 » بود و فرماندهى ستون سوم را شاه خود بر عهده گرفته بود . تاتاران نيز همچنان كردند . بامداد روز ديگر شاه فرمود تا همهء سازهاى جنگى را نواختند و همهء سپاهيان فرياد زدند « زنده باد اسماعيل شاه ما » . بدينگونه در نخستين ساعت روز ، دو لشكر با هم درآويختند و در حملهء اول تاتاران سپاه صفويان را به پس راندند و بسيارى را از دم تيغ گذراندند .
تاتاران همچنان غلبه مىكردند و شاه اسماعيل چون نابود شدن خود را نزديك ديد به نخستين ردهء پيكار شتافت و دليرانه جنگيد و از نو حس شجاعت را در لشكريان خود كه از شكست سپاه نخست سرگشته بودند ، برانگيخت . ايشان چون شاه خود را در خطر ديدند به پيش تاختند و با تاتاران چهار ساعت دلاورانه رزم كردند . سرانجام ستونى را كه زير فرمان امير ازبك بود گريزاندند و ديگران نيز از ايشان پيروى كردند . بدينترتيب شاه صفوى بر تاتاران پيروز شد و حرمتى عظيم يافت . در اين نبرد نيز مانند نبردهاى گذشته نشان داد كه مردى سخت دلاور و سردارى بزرگ است .
امير ازبك « 7 » و شيبانى و پسرانشان اسير شدند . سر آن دو را بيدرنگ بريدند .
يكى را براى سلطان مصر و ديگرى را براى سلطان عثمانى فرستادند . « 8 » در اين جنگ
هامش
( 1 ) .Efra( 2 ) .Iarit( 3 ) .the Lake of Corassan( 4 ) .Chiraer( 5 ) . در متنBusambet. گرى در حاشيه مىنويسد : « به احتمال قوى بايرام بيگ برادرزن شاه اسماعيل است كه پيش از اين نامش برده شد » .
( 6 ) . در متنGustagielit. گرى در حاشيه مىنويسدCustagialuبرادرزن ديگر شاه ؛ ظاهرا مراد گرى از اين نام ، ژيان سلطان استاجلو است . - م .
( 7 ) . اسامى دستگيرشدگان موجود است . همه ازبك بودند . ( نوايى )
( 8 ) . پس از قتل شيبانى ، شاه اسماعيل « امر داد دست و پايش را بريدند و به اكناف مملكت گسيل داشت و -