تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
بسيارى از اميران به شاه اسماعيل وفادارى و فرمانبردارى مىنمايند و او پس از پيروزى مهم خود به تبريز بازمىگردد و براى دومين‌بار به جنگ امير سمرقند مىرود و او را شكست مىدهد و مىكشد ، و پسرانش را به ياد كردن سوگند وفادارى وادار مىكند ؛ اما پس از آزاد كردن آنان پسران خان تاتار سر به شورش برمىدارند .

[ فصل هفده ] 17

شاه اسماعيل پس از آنكه خويشتن را بر آن دژ فرمانروا كرد هشت نه روز در آنجا ماند تا سپاهيانش بياسايند . در اين مدت بسيارى از اميران آن سامان نزد شاه آمدند تا فرمانش را گردن نهند ، پس قباى سرخ پوشيدند و سوگند وفادارى نسبت به شاه اسماعيل ياد كردند . پس از آن ، شاه به تبريز بازگشت . چون بدانجا رسيد بازار را فراوان آذين بستند . دسته‌هاى مردم بزرگداشت پيروزى را در شهر به راه افتادند و بنا بر رسم ، مجالس جشن و سرور شاهانه برپا ساختند . اين شاه را بخصوص سپاهيانش مىپرستند و بسيارى از آنان بىجوشن و زره مىجنگند . از مردن در راه سرور خود خرسندند . با سينه‌هاى برهنه به ميدان جنگ مىروند و فرياد مىزنند : « شيخ ، شيخ « 1 » » ، كه در زبان فارسى به معنى « خدا ، خدا » است . ديگران او را پيغمبر مىدانند ؛ اما همين‌قدر مسلم است كه همه معتقدند كه او نخواهد مرد . هنگامى كه در تبريز بودم شنيدم كه شاه از اين پرستش و از اينكه وى را خدا بخوانند بيزار است . رسم اينان چنان است كه كلاهى سرخ بر سر مىگذارند ، و در قسمتى كه سر را مىپوشاند گشاد و نوك آن تنگ است . داراى دوازده ترگ است به ضخامت يك بند انگشت و اين دوازده ترگ نشانهء دوازده شعار دينى است . « 2 » ريش و سبلت خود
هامش
( 1 ) . در متنSchiac Shiac. گرى در حاشيه مىنويسد « شيخ ، شيخ و بدين معنى فقط به معنى مرد مقدس است نه خدا » . ( 2 ) . نشان دوازده امام است نه دوازده شعار دينى( Sacraments ).
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 344 | جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى / منوچهر اميرى