تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
اقامتگاه ارمنيان مسيحى ، زندانى شوند . در اين جزيره بيش از ششصد خانه و كليسايى به نام خاچ‌پاك ساخته شده است و در آن صد كشيش به رياست بطريق بسر مىبرند . پس سه پسر شيخ حيدر را به آن جزيره فرستادند و مادرشان در تبريز ماند ؛ و براى دومين‌بار به عقد يكى از اميرانى درآمد كه دشمن شوهر سابقش بود . پسران سه سال در اين جزيره ماندند ، اما رستم كه از گريختن آنان بيمناك بود و بعضى از يارانش او را به كشتن آنان تحريك مىكردند فرمان داد تا پسران را بياورند . روزى كه پيكهاى سلطان به نام رستم [ بيگ ] از ارمنيان تسليم كردن آنان را خواستار شدند ارمنيان با ناخشنودى بسيار به اين كار تن دردادند زيرا ايشان محبوب همگان بودند بخصوص اسماعيل كه صباحت منظر و آداب و عادات پسنديده داشت . بعد از آنكه ارمنيان آنان را به پيك سلطان تسليم كردند ( نيكو بنگريد كه به خواست پروردگار آنچه بايد بشود مىشود ) يكى از بزرگان ارمنى به ديگران خطاب كرد و گفت : « ما اين پسران را به اين پيك تسليم كرديم بىآنكه فرمان سلطان رستم را ديده باشيم ، چه بسا كه ما را فريفته و خواسته باشند به جايى برند و فرار دهند . آنگاه سخت سرزنش خواهيم شنيد و پادشاه ما ممكن است بپرسد ، « فرمان من كو » . پس من بر آنم كه نبايد پسران را به او بسپاريم تا اينكه اعتبارنامه بياورد و ما بتوانيم آن را محض احتياط نگاه داريم » . همه بر اين سخن همداستان شدند بخصوص ازآن‌رو كه از تسليم كردن آنان سخت ناخشنود بودند . پس پيك را گفتند كه بايد از شاه نامه بياورد و چون از آنجا تا تبريز مسافتى راه بود بيش از هفت روز گذشت تا پيك بازگشت . در اين مدت پسران و مادرشان « 1 » را در زورقى نشاندند و از جزيره به كشور قره‌باغ « 2 » واقع در مشرق بردند . اين سرزمين مجاور شماخى « 3 » و اردبيل است كه ازان پدر اين پسران بود و مردم آن ديار غالبا از صفويانند و حرمتى عظيم در حق پدر آن نوجوانان داشتند . در اينجا بود كه آنان را به مدت پنج
هامش
( 1 ) . چنان كه پيش از اين آمده است مادر اين پسران براى دومين‌بار شوهر كرد . نيز نگاه كنيد به ص . 330 كه گفته شده است اسماعيل ، مادر خود را بقتل رساند . اين مطلب مربوط است به نامادرى اسماعيل كه در سفرنامهء كاترينو زنو ، ص . 268 نيز شرحى دربارهء وى آمده است . ( 2 ) . در متنKarabasو در حاشيه قره‌باغ . ( 3 ) . در متنSumacchiaو در حاشيه شماخى .
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 326 | جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى / منوچهر اميرى