سردارانش به نام قره بيگ « 1 » گرد آمدند كه در وان مىزيست و پس از شنيدن خبر مرگ شاه و روى كار آمدن جانشين او تا تبريز پيش راند و با احمد درافتاد و او را ريزريز كرد . دراينحال سلطنت به جوانى رسيد به نام الوند « 2 » كه از خويشاوندان اوزون حسن بود و در آمد مىزيست . مردم او را به ايران خواندند و به شاهى برگزيدند اما بيش از اندك زمانى شهريارى نكرد و « شاه اسماعيل صفوى » « 3 » وى را برانداخت .
هامش
( 1 ) . در متن كارابسCarabesكه به نظر دكتر عبد الحسين نوايى بايد قره بيگ باشد . - م .
( 2 ) . در متن الوانAluanكه مراد همان الوند يا الوند بيگ آققوينلو پسر يوسف بيگ و نوهء اوزون حسن است . « وى در 903 ه . ق . در آذربايجان به سلطنت برخاست . در 904 ه . ق . از محمدى ميرزا شكست خورده به دياربكر گريخت . در 905 بعد از كشته شدن محمدى ميرزا به تبريز آمده به سلطنت نشست . در 907 ه . ق .
شاه اسماعيل اول صفوى در نزديك نخجوان او را شكست داد و تبريز را گرفت . الوند بيگ به دياربكر گريخته آنجا وفات يافت » . ( دايرة المعارف فارسى ) . - م .
( 3 ) . در متن « صوفى » .