تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
شيخ حيدر پدر شاه اسماعيل صفوى به جنگ رستم پادشاه ايران مىرود اما شكست مىخورد و كشته مىشود . رستم كس به دنبال زن و سه پسر شيخ حيدر مىفرستد و آنان را به زندان مىافكند اما پسران مىگريزند .

[ فصل دوازده ] 12

در روزگار شهريارى رستم [ بيگ ] در تبريز ، شيخ حيدر « 1 » پدر شاه اسماعيل صفوى كه دختر حسن بيگ « 2 » را به همسرى اختيار كرده بود از طريق اين زن وارث بالاستحقاق سلطنت ايران گرديد . « 3 » پس بر آن شد كه لشكرى گردآورد و رستم [ بيگ ] را براندازد . بدين نيت عده‌اى از صفويان را جمع كرد كه همه او را رئيس خود مىدانستند و از او پيروى مىكردند . از اين گذشته ، وى را از اولياء الله مىپنداشتند . شيخ حيدر به زيستن در اردبيل خو گرفته بود و اين شهر به مسافت سه روز راه از تبريز ، در سوى مشرق قرار دارد . حيدر همچون رئيس « ديرى » بود ، و عده‌اى مريد داشت . پس از آنكه لشكرى از بيست و دو هزار تن سپاهى گردآورد روى به تبريز نهاد « 4 » اما رستم بيگ چون از تداركات دشمن آگاه شد پنجاه هزار مرد جنگى آماده ساخت و چون خود بسيار جوان بود فرماندهى اين نبرد را كه با شيخ حيدر
هامش
( 1 ) .Secchaidar( 2 ) . مراد ، مارتا معروف به عالمشاه بيگم است . - م . ( 3 ) . پسران سلطان يعقوب زنده بودند يعنى الوند بيگ و مراد خان كه مستقيما نسبت به اوزون حسن مىرساندند [ مهمتر از اين نكته آنكه شيخ حيدر معاصر با سلطان يعقوب بود و بر ضد او طغيان كرد و در جنگ با وى كشته شد و آن كسى كه با رستم بيگ درافتاد و در پيكار با او جان داد سلطان على فرزند شيخ حيدر و برادر شاه اسماعيل بود نه خود شيخ حيدر . ] ( 4 ) . اين روايت با آنچه ديگر مؤلفان نوشته‌اند اختلاف دارد : آنان صريحا مىنويسند كه شيخ حيدر ، صرف‌نظر از آنكه غايت مقصودش چه بود ، آهنگ جنگ با شاه را نداشت ، بلكه سرگرم جهاد با چركسها بود .