تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
يعقوب پسر حسن بيگ پس از به تخت نشستن ، زنى نابكار اختيار مىكند و او چون مىخواهد فاسق خود را به سلطنت رساند شاه را زهر مىدهد و اين كار مايهء مرگ او و پسرش مىگردد .

[ فصل يازده ] 11

چنان كه پيش از اين گفتم سلطان يعقوب پس از مرگ پدر خود را فرمانرواى تبريز و ايران كرد و دختر شروانشاه « 1 » را به زنى برگزيد كه زنى بود تردامن و چون به يكى از بزرگان دربار دل باخته بود بر آن شد كه از روى نابكارى شوى را هلاك كند تا پس از او پادشاهى به آن سالار دربارى رسد . پس با فاسق خود دسيسه‌اى چيد تا يعقوب را بكشد و بدين نيت زهرى آماده كرد . زن نابكار كه از عادات شوى آگاه بود مانند معمول گرمابه را گرم و معطر كرد و شاه با پسر هشت نه‌ساله‌اش به گرمابه رفت . در آنجا از ساعت بيست و دوم « 2 » روز تا شامگاه ماند . هنگامى كه سلطان يعقوب از گرمابه بيرون آمد و وارد حرمسرا شد زنش جامى از شربت زهرآلود آماده كرده بود - چون مىدانست كه يعقوب بر حسب عادت هميشه پس از بيرون آمدن از حمام شربت مىنوشد - با جامى زرين كه در آن زهر ريخته بود به استقبال او آمد و بيش از حد معمول تظاهر به مهربانى كرد . اما شاه از رنگ‌پريدگى او بدگمان شد زيرا پيشتر در همان روز نشانه‌هايى از بدنهادى وى ديده بود ؛ ليكن زن شرور چنان به خوبى تظاهر نموده بود كه شاه كار و رفتارش را تا حدى خالى از ريا پنداشت ، اگرچه سوء ظنش يكباره رفع نشد . ازاين‌رو هنگامى كه بانو با آن رنگ‌پريده جام
هامش
( 1 ) . در متن فرمانرواىSan Mutra[ شروانشاه ؟ ] « محتمل است كه مراد از سان موترا همان شماخى باشد و اين مطلب با اين حقيقت كه يعقوب داماد خليل شيروانشاه بود مطابقت دارد . ( هينتس ، تشكيل دولت ملى در ايران ، ص . 113 ، انتشارات خوارزمى ، 1361 ه . ش . ) . - م . ( 2 ) . يعنى چهار بعد از ظهر . - م .
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 321 | جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى / منوچهر اميرى